بی رنگی

اگر مقصد پرواز است؛ قفس ویران بهتر، پرستویی که مقصد را در کوچ می‌یابد، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد...
 ا

هیچکس جز آنکه دل به خدا سپرده است، رسم دوست داشتن نمی داند...«شهید سید مرتضی آوینی»



بی رنگی

خیلی ها اهل هنر بودند
اما؛
هنر انقلاب اسلامی را،
تو با قلمت معنا کردی...

دریـــــــچــــــــه

تو عشقي و تو را عشق است

روايت كن فتح آخر را..

آويني، آواي دين بود، در دنياي دون...

او را از آستين خالي ِ دست راستش خواهي شناخت، چهره ي ريز نقش و خنده هاي دلنشينش نشانه بهتريست، مواظب باش، آن همه متواضع است، كه او را در ميان همراهانش گم ميكني، اگر كسي او را نمي شناخت، هرگز باور نمي كرد كه با فرمانده لشكر امام حسين رو به روست...

مصطفاي خوبي ها..

قلمم می هراسد، ناگاه از رفتار باز می ماند.. چون رازی در پس آن نوک سیاهش در درون دارد، حاجی نمی دانم که بگویم این تو بودی که به شهادت آبرو بخشیدی، یا شهادت بود که با تو آبرومند شد...

حاجی قلب همه بچه ها رو ربوده بود...حاجی برای بسیجیهاش بی تاب بود و بسیجیها هم برا حاجی...

روشن فدایی ولایت و عاشق نور بود نه ظلمت جهل..

كدامين سو را نظاره مي كني؟

صيادي كه صددام در پي اش بود..

ای لشکر صاحب الزمان... چه آمادگی اي داری تو !

مردان آهنین! آری؛به واقع آهنین بودند کالجبل الراسخ...


˜Ï Ìãáå åÇí ÔåíÏ Âæíäí

˜Ï Ìãáå åÇí ÔåíÏ Âæíäí

Instagram


رنگ، تعلق است و بی‌رنگی در نفی تعلقات. اگر بهار ریشه در زمستان دارد
و بذر حیات در دل برف است که پرورش می‌یابد، یعنی مرگ آغاز حیاتی دیگر است و راه حیات طیبه اخروی از قلل سپید و پربرف پیری می‌گذرد. «موتوا قبل ان تموتوا» یعنی منتظر منشین که مرگت در رسد؛ مرگ را دریاب؛ پیر شو پیش از آنکه پیر شوی،
و پیری بی‌رنگی است.
***
مــا، اهل ولایــت هستیم
و همه چیـزمان؛ در گـرو ِهمیـن
اهلیت است.
«شهید سیّد مرتضی آوینی»


تـو می آیی
شهیـدان نیز بـاز می گردند،
و آویـنـی روایــت می کند؛
فـتـح نـهـایـی را..

حـــديـــث هــفـــتــه

امام على علیه السلام فرمودند:

اَلْمُؤْمِنُ حَيىٌّ غَنىُّ مُوقِرٌ تَقىٌّ؛

«مؤمن، با حيا، بى ‏نياز، با وقار و پرهيزگار است.»

[عیون الحکم و المواعظ(لیثی) ص 55 ، ح 1425]


«آرشيو احاديث»

مـعــرفــی کــتــاب

نام اثر: یک لیوان شطح داغ

نویسندهاحمد عزیزی

ناشر: نیستان

چاپ: چاپ سوم، 1388

تعداد صفحات: 462

◊ ◊ ◊

احمد عزیزی را بی‌شک می‌توان پایه‌گذار شیوه ادبی شطح‌نویسی در تاریخ معاصر ایران دانست. گونه‌ای از نثر که بسیار از نثرادبی غنی‌تر است. چه از حیث محتوا و چه از حیث زبان. در این گونه عزیزی تمام جملاتش را با استعاره و توصیف و تشبیه آذین بسته و به سختی می‌توان جمله‌ای ساده را در این ادبیات یافت. از دیگر ویژگی‌های این نثر دایره واژگانی وسیع و از آن مهمتر عبارت‌سازی نویسنده است. عزیزی به ترکیبات موجود بسنده نمی‌کند و دست به ترکیب‌سازی‌های شگفت می‌زند. یک لیوان شطح داغ همه شطحیات احمد عزیزی است.

نمونه‌ای از این شطحیات چنین است: 

اگر به نیل‌وارگی چشمانم باور نمی‌کنی، گلنار! به ریگ‌رسانی دستانم بنگر، غربت‌شمار صحاری سرگردانیست | به گل‌های آفتم نگاه کن، به باغ آبسالی اندوهم | و قفس‌خوانی پرنده‌وار مرا به شلیک آواز شقایق‌وشت بگیر | مرا در کجاوه‌های قدیم چشمانت بگذار تا انگشت‌نگاری آهم را بر گواهی‌نامه آیینه‌های نگاهت تماشا کنم | شرقی‌چشما! هجوم مهرگانی پاییز جهانی، بر رستنگاه شکوفه‌بار ما نابرابر است، مگر اعجاز آسمانی چشمک‌هایت مسیر خورشیدی اهرام را برگرداند...


«آرشيو معرفي كتاب»

این روزها در بین نسل ما و همچنین درگذشته، مطرح بوده است که چگونه فردی(شهید) به آن نقطه ای از درجات و مقامات انسانی می رسد که از خود و حوایج و علایق خود گذشته، و خدا را در هر مقام شعر و شعار خویش می سازد.

در این بین عده ای بسا پس از افراط و تفریط در روش زندگی شهداگونه و بازی فیلم و ادا و اصول شهدا، حمل، چسباندن عکس شهدا و تکرار بی عمق در سخنان و وصایای ایشان، به مرحله ی مدرنیسم و پست مدرنیسم زندگی خود رسیده وگمان می کنند که شهدا نیستند جز مردگانی بیش، که زمان ایشان را درنوردیده و آنکه زنده است مائیم، با تمام ضعف ها و عجزها و قصور و تقصیرها.

ای برادر! ما در این زندگی، نیستیم جز کرمهایی فربه، که عادات و علایق به ماده و حشر با حوادث روزآمد زندگی، و عدم خود سازی و عدم التزام بدان، و نیز عدم شناخت و معرفت حقیقی الهی، تا بدان مرحله ای که امام علی علیه السلام دردعای کمیل می فرماید :«فکیف اصبر علی فراقک»(خدایا پس چگونه بردوری تو صبوری کنم)، از باطن عالم و پرواز به ملکوتی که خدا در قرآن خبر داده است، باز می دارد.

البته نکته ای که لازم، بلکه واجب توجه و از اهم و اوجب واجبات است، این است که عده ای اشکال می کنند و می گویند: پس چرا خداوند نعمت زندگی و حیات را به ما انسانها داده و چرا ما نباید از مواهب دنیا لذت ببریم و چرا شما از مرگ دم می زنید؟ ما جوانیم و از این حرفها...

درجواب این است که اولاً باید عرض کنیم که لذت و حیات، فقط نه آنست که ما آنرا در می یابیم. بله برادر من، زندگی خوب است، لذت زندگی خوبتر، و لذت بردن از آن شیرینتر..

اما زندگی که ما شاهد آنیم جز آن نیست که گروهی فربه و گروهی عاجز، گروهی آنقدر ظالم و گروهی آنقدر مظلومند که لب بسته و هیچگاه دم بر نیاورند تا حق خود را بستانند. گروهی چنانند که در حق هیچ موجودی رحمی نکرده و جانیان عرصه تاریخند و گروهی پابرهنگان و مستضعفان عرصه جوامعند. بنابراین بیایید و هوشیار باشیم زندگی کنیم، لذت ببریم، اما غافل نباشیم که حقیقت و طلعت آن از افق عالم سر برخواهد آورد.

اینک مواردی را هرچند در حد شناخت و توان خود که بر آن دست یافتم به محضر شما عرضه می کنم تا شاید کسی را عرضه آن باشد، تا از خاک و ماده و علایق آن سر برآورده و باطن و حقیقت عالم که همان خدای شهید بر همه موجودات است، را در مقام لقاء شهود کرده و دریابد:

1- اراده و انگیزه  و برنامه برای خودسازی 

2- تقوای درونی

3-ایمان خالص لله    

4-خلوص در جمیع اعمال و دوری از رنگ و روی و ریا

5-خودآگاهی و خداخواهی و خدابینی

6-عبادت تا سرحد یقین

7-ایثار حوائج خود بخاطر دیگران

8- گذشتن از خود و فنای در حق     

9- گم نشدن در هیاهوی زمانه و زندگی و بصیرت داشتن در رفتن روزگار و غافل نبودن در جمیع احوال  

10- سر ریز کردن محبت الهی در وجود وی و ظرفیت سازی در این زمینه

که هر کدام از این موارد برای خود کتابی است و یا یک زندگی با حیات طیبه است، به دور از همه شوائب و علایق زندگی مادی. و اگر جان انسان در زندگی به مرحله ای رسید که عرصه ای شد برای بروز تمام کرامات انسانی که خداوند بالقوه در وجود او به ودیعت نهاده است و انسانی فرشته گون و فوق آن که مقام خلیفة الهی شد طلعت حقیقت و خورشید فنا و شهادت از افق جان او ظهور نموده و آماده پرواز شده و مقام آئینگی اوصاف و اسمای حق می شود... و بقول اماممان که می فرمود: شهید نظر می کند به وجه الله..

بیـ... رنگـ... :

گمشدگان "خاک" اگر می فهمیدند

که تا "افلاک" راهی نیست

این همه سرگردانی نمی کشیدند.

«شهید سیّد مرتضی آوینی»

ديدگاه ها  (۱۱۱)

۲۹ دی ۹۰ ، ۱۹:۳۵ ببوسم خاک پای بازماندگان شهدا را
سلام و عرض ادب...

خیلی ممنون که بمن سر زدید...

زیبا می نویسی... خدا خیرت بده...

موافقی لینک کنیم؟
خبرم کن
باشد که ما نیز روزی جاذبه ِ خاک بشکنیم و
پر به آسمان ِ لا یتناهی ِ او بکشیم .
۲۹ دی ۹۰ ، ۲۳:۵۶ منصور ولی اقبال
سلام وبلاگت خیلی خوبه
لینک شدی
بهم سر بزن، خواستی لینک کن.
۳۰ دی ۹۰ ، ۰۲:۴۴ سیـّــــــدپابرهنــــــــه
سلام
ممنون از لطفتون که آدرس جدیدتون رو دادید.
مطلب واقعا خوب و پر محتوایی بود و قابل تأمل.
ان شاءالله عامل باشبم.
التماس دعا(فقط عاقبت بخیری)
یا زهــــــــــرا(س)
۳۰ دی ۹۰ ، ۱۰:۵۲ سید مرتضی
و من هنوز در خودم گمم...
سلام
ممنونم از حضورتون
فقط اگه میشه منو با عنوان
تاشهدا باشهدا
لینک کنید
اگه خواستید در فراخوان خاطرات جنگم شرکت کنید
یا حق
سلام
خسته نباشید...
ببخشد قالب وبتون رو از کجا تهیه کردید؟؟سفارش دادید یا از جایی دانلود کردید.
لطفا همین جا جواب بدید چون وب ندارم...
ممنون...
. . .
۳۰ دی ۹۰ ، ۱۶:۰۳ شهید گمنام
سلام
وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ


ترجمه فارسی:

و ما تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم


ترجمه انگلیسی:

And We have hot sent you but as a mercy to the worlds


ترجمه فرانسوی:

Et Nous ne t'avons envoyé qu'en miséricorde pour l'univers


ترجمه آلمانی:

Und wir haben dich nur deshalb (mit der Offenbarung) gesandt,

um den Menschen in aller Welt Barmherzigkeit zu erweisen



سوره : الانبیاء آیه : 107


رحلت جانگداز پیامبر رحمت، تسلیت باد
زمین به دور خودش چرخ میزند تا که

نشان دهد به سماوات کربلایت را...
۳۰ دی ۹۰ ، ۱۹:۵۰ پلاک های گم شده
جالب بود

خسته نباشید.
۳۰ دی ۹۰ ، ۱۹:۵۵ پلاک های گم شده
دوست خوبم شما رو با افتخار لینک کردیم .

انشا الله ما رو هم لینک کنید.

پلاک های گم شده
۰۱ بهمن ۹۰ ، ۰۷:۴۶ علیرضا محمدی
پس اگر مقصد را نه اینجا در زیر سقفهای دلتنگ و در پس این پنجره های کوچک که به کوچه ایی بن بست باز می شوند نمی توان جست...
پس بهتر آنکه پرنده روح دل در قفس نبندد...
...
سیدناالشهید آوینی ...
سلام
سپاس از اینکه به من سر زدید.
انشالله که بتونیم مثل شهدا بشیم.
سلام...خداقوت...ممنون از حضورتون....
انشالله ادامه دهنده راه شهدا باشیم....خدا نکند عکس شهدا را ببینیم ولی عکس شهدا عمل کنیم....
یاعلی
۰۱ بهمن ۹۰ ، ۲۱:۳۵ سربازسیدالشهدا
سلام
خداقوت...
وبلاگ زیباو پرمحتوایی داریدو یک سرآغازخوب...!
خیلی ممنون که به وبم سرزدید.
باافتخارلینک شدید.
التماس دعا...
یاحق
۰۱ بهمن ۹۰ ، ۲۱:۳۸ فدایی سید علی
سلام ممنون از حضور اولیتون....
بی رنگی بهترین رنگ دنیاست!!!
سید شهیدان اهل قلم چه زیبا ولایی بودن رو معنی کرده......
بسیار وب زیبا و نوپایی دارید....
التماس دعا
کجایند مردان خوب خدا
کجایند مردان بی ادعا
کجایند شور آفرینان عشق
علمدار و مردان میدان عشق
همانها که از وادی دیگرند
همانها که گمنام و نام آورند
التماس دعا
الّلهُمَّ ارزُقنی شَهادَتَ فِی سَبیلِک
" نپندار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آزموده اند ولا غیر...
صحرای بلا به وسعت همه ی تاریخ است. "

شهید سید مرتضی آوینی

التماس دعا
یاعلی
سلام همسنگر عزیزم
ممنون از محبت و بزرگواریت از وبلاگ شما بازدید کردن ارزشی و پر محتواست
اگر مایل به تبادل لینک هستید خبر دهید
و صدای شهید اوینی مارا به یاد غروب های شلمچه می اندازد
یا علی
سلام ممنونم از محبتت اینم کد لگوی سنگر ما
۰۵ بهمن ۹۰ ، ۰۹:۰۴ عصــــــــــــر حجـــــــــاب
خدایا شهادت را روزیم کن
کاش می شد بچه ها را جمع کرد

سنگر آن روز ها را گرم کرد

کاش می شد بار دیگر جبهه رفت

جنگ عشقی کرد و تیری خورد و رفت


شادی ارواح پاک و طیبه و مطهر تمامی شهدا صلوات


اللــهم صــل علـــی محـــمد و آل محـــمد و عـــجل فرجـــهم
سـلام سـادات بــانو
خــداقــوت
مـطـلـبـت مـثـل هـمـیـشه فـوق الـعاده بود، دسـت بـه قـلـمـت منو کشته!!!
انـشـاءالله یـه روز بـیـام خبر شـهـادتـت رو بخونم...

راستی رفتی برای مـصـاحـبه؟ کی باید بری؟
انـشـاالله تـو مـنـطـقـه بـا عـنـوان "خـادم الـشـهـدا" بـبـیـنـمـت عـزیزم.

الـتـماس دعــا...
یاعلی

۲۳ آذر ۹۲ ، ۲۲:۰۴ محمد کیوان
۲۳ آذر ۹۲ ، ۲۲:۳۰ ✿محـرّم زآده!✿
فقط از این نشانی ها
آرزویش را دارم : (
۲۴ آذر ۹۲ ، ۱۳:۵۶ یه سرباز گمنام
سلام
بسیار زیبا
زندگی زیبا ست اما شهادت زیباتر
انشاالله که پر وا کنی
و انشاالله بشه که عمل کنیم به این جملات نورانی
یا علی

به باور من فردا روز دیگری است

من به معجزه اعتقاد دارم

هیچ چیز غیر ممکنی وجود ندارد

خود واژه می‌گوید من ممکن هستم......

ممنون از حضور سبزت

سلام
حلال کنید
رفتنی شده ایم. . .
سلام خسته نباشید درود برشما که افسران جنگ سایبری هستید.
سلام....
چرا خبر نکردید.....
۲۵ آذر ۹۲ ، ۱۱:۱۶ سجده بر خاک
استفاده کردم از مطلب زیبایتان ؛ عالی بود.
خدا به شما خیر دهد...
ملتمس دعایم...
سلام...

همین الان....


۲۶ آذر ۹۲ ، ۰۰:۱۴ محمد کیوان

هــو الله

 

یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ (تغابن / 1)

 

معنی تسبیح تقدیس است  و تقدیس آنست که خدای را از صفات ناسزا منزه و مقدس دانی و

از نقص پاک و از وهم دور،

بیرون از عقل،

قدّوس از قیاس،

موصوف نه معلول،

معروف نه معقول،

پیدا نه مجهول،

چگونگی او نه معلوم،

عقل در او معزول و فهم در او حیران،

هستی او دیدنی،

ذات و صفات او پذیرفتنی،نه دریافتنی و شنیدنی و کیفیت او ندانستنی.

می فرماید : آنچه در آسمان ها و زمین است همه خدای را تسبیح می کنند، و او را بپاکی می ستایند،شما تسبیح آسمان و زمین و آب و آتش و باد و خاک و کوه و دریا و هم جان داران و بی جانان در نمی یابید،و خداوند ایمان به آنرا واجب و مردم را از دریافت آن نومید کرد!چون تو که همه مخلوق را به عقل در نمیابی!چگونه به عقلِ تنها در ذات و صفات حق تصرّف کنی؟! ظاهر می پذیر و باطن می سپار و به مراد خدا واگذار! و سلامت به یاد دار

 

۲۶ آذر ۹۲ ، ۱۱:۵۷ دیوانه ی کربلا

خدایا خسته ام!...خسته!

خسته ام که چرا هنوز از قفس تن آزاد نشدم و به سویت پر نکشیدم

خدایا شهیدم کن...

التماس دعای فراوان...

۲۶ آذر ۹۲ ، ۱۱:۵۹ دیوانه ی کربلا

سلام علیکم

مطلبت عالی بود

شهادت نصیبت خواهری...

۲۶ آذر ۹۲ ، ۱۳:۴۲ شهید مرتضی آوینی
سلام آقاسید عزیز
دست مریضاد بزرگوار
واقعا بی رنگ و دلنشین است
از بلاگ هایی است که آرامشم میدهد...
خداقوت
دعا کنید برای فرقان
یاعلی
۲۶ آذر ۹۲ ، ۱۳:۴۸ شهید مرتضی آوینی
سلام علیکم آقا سید بزرگوار
اگر قابل دانستید و وقت داشتید، بسیار خوشحال میشویم در کنار بچه های قرقان باشید(با موضوع تخصصی شهدانوشت)
التماس دعا
یاعلی
سلام سیده خانم عزیز
خسته نباشی.
نوشته ات عالی بود، کاش همت و عرضه داشتم....

خیلی برام دعا کن خواهری.
یازینب
کجا مردان بی ادعا....
اگر بدانیمـ که تا افلاک راهـی نیست .. کاش بدانیمـ ..
سلام و احترام

بعضی چیزها را آنقدر باید تکرار کرد تا برود توی گوشت و خونمان...
این چطور میشود ها در خودش کلی حرف دارد...

------
نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم



سلام...

شنیدنی است و نوشیدنی و چشیدنی...
۲۸ آذر ۹۲ ، ۰۰:۳۲ محمد کیوان
هـــوالجمیل

لطیفه :
نوشته اند یوسف روزی در آیینه نظر کرد جمال ظاهر خود را بر کمال دید،پیش خود گفت اگر من غلامی بودم بهای من آنقدر زیاد بود! که کسی توانایی خرید من نداشتی!
خداوند از وی نگذشت تا کیفر آن خود بینی را بچشد! این بود که او را غلامی ساختند و به بیست درم فروختند!

عارفان گویند :
جمال دو نوع است جمال ظاهر و جمال باطن ، جمال ظاهر آرایش خَلق است و صورت زیبا،جمال باطن آرایش خُلق است و سیرت نیکو
خداوند به برادران جمال ظاهر یوسف را نمود،بیش از آن ندیدند لاجرم حسد بردند و به بهای اندک فروختند!
خداوند شمّه ای از جمال باطن به عزیز مصر نمود که به زن خود گفت: او را گرامی دار!
پس عالمان بدانند که قدر و منزلت نزد خداوند در جمال باطن است نه در جمال ظاهر
پیغمبر (ص) فرمودند:
خداوند به صورتهای شما و دارائی شما نظر نمی کند بلکه به دل های شما و سیرت شما نظر می کند

________________________________________
]کشف الاسرار؛ تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید،خواجه عبدالله انصاری[
سوره یوسف آیه 20
سلام
اتفاقا راه زیادی هست...
قبل از اینکه به راه افلاک برسیم باید یاد بگیریم از راه خاک جدا شویم

سلام.خیلی وبلاگت زیبایست
به ماهم سر بزنین...ممنون
۲۸ آذر ۹۲ ، ۱۴:۲۱ محمد کیوان

هـــوالجمیل

 

لطیفه :

نوشته اند یوسف روزی در آیینه نظر کرد جمال ظاهر خود را بر کمال دید،پیش خود گفت اگر من غلامی بودم بهای من آنقدر زیاد بود! که کسی توانایی خرید من نداشتی!

خداوند از وی نگذشت تا کیفر آن خود بینی را بچشد! این بود که او را غلامی ساختند و به بیست درم فروختند!

 

عارفان گویند :

جمال دو نوع است جمال ظاهر و جمال باطن ، جمال ظاهر آرایش خَلق است و صورت زیبا،جمال باطن آرایش خُلق است و سیرت نیکو

خداوند به برادران جمال ظاهر یوسف را نمود،بیش از آن ندیدند لاجرم حسد بردند و به بهای اندک فروختند!

خداوند شمّه ای از جمال باطن به عزیز مصر نمود که به زن خود گفت: او را گرامی دار!

پس عالمان بدانند که قدر و منزلت نزد خداوند در جمال باطن است نه در جمال ظاهر

پیغمبر (ص) فرمودند:

خداوند به صورتهای شما و دارائی شما نظر نمی کند بلکه به دل های شما و سیرت شما نظر می کند

 


]کشف الاسرار؛ تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید،خواجه عبدالله انصاری[

سوره یوسف آیه 20

۲۸ آذر ۹۲ ، ۲۰:۲۲ *** رک و راست ***
سلام
صوتی رو که برای وبتون انتخاب کردید فوق العاده است. آفرین.

یاعلی
۲۸ آذر ۹۲ ، ۲۳:۵۷ گرفتِ یار
اللهم الرزقنا...

التماس دعا
سلام...

 اگر هوای شورش  داری...بسم الله

http://zareh.blog.ir/post/259

یا علی

۲۹ آذر ۹۲ ، ۱۳:۴۴ سفیـــر نـــور
سلام

خیلی عالی نوشتید ...کاش عمل کنیم همسنگر:((تا ماام مث اونا بشیم!
۲۹ آذر ۹۲ ، ۱۳:۴۴ سفیـــر نـــور
وقتی عقـــل، عاشـــق شود ...!

 عشـــق، عاقــــل میشود و ...
!

شهیـــــــــد میشوی .... !


 ***شهید دکتر مصطفی چمران***



┘◄ التماس دعای فرج + شهادتــــــ

دعامون کنید همسنگر!

❀یازهرا(س)

۲۹ آذر ۹۲ ، ۱۴:۰۲ چشمه حیات
سلام
این جمله وبلاگتونو برداشتم با نام خودتون توی وبلاگ چشمه حیات گذاشتم.
خوشحال می شم به اونجا بیاید و مطلب بگذارید
اسیر است زینب
نه در کربلا
میان ِ دختران ِ بزَک کرده هیأت!
موفق باشید

آنان یافتند آنچه را که دیگران نیافتند
۳۰ آذر ۹۲ ، ۱۲:۱۰ زمــــ ـان فــــ ـرج
التماس دعا
[گل] الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم [گل]

ممنون که تشریف آوردین.

۳۰ آذر ۹۲ ، ۱۷:۰۹ محمدصادق برجیان
نبوَد شبی ز شب‌ها
که رسد به گرد ِ پای
شب بی حسین‌ ِ زینب…

بیست عالی مثل همیشه

شهادتت نصیبتون

التماس دعای فرج

یاعلی

۰۱ دی ۹۲ ، ۲۲:۵۲ محمد کیوان

هــوالـسیــد

 

بازار غریبی است بازار کربلا،

که خریداران خریده می شوند...

 

در کربلا آن گاه که هر آن چه بودت دادی،

خریده شده ای...

 

در کربلا،نه به آن چه داده ای،

به آنچه نداده ای می نگرند...

 

«علی اکبر بقایی»

یعنی هنوز در باغ شهادت باز است؟
 سلام... اربعین تسلیت
************************
  شرح حدیث....آیت الله آقا مجتبی تهرانی رحمه الله علیه....
 
ترجمه حدیث: حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
همان طور که خورشید و شب با یکدیگر جمع نمی­شوند، محبّت و دل بستگی به خداوند نیز با محبّت و دل بستگی به دنیا جمع نمی­شوند.
 
شرح حدیث: خیلی زیبایی در این روایت دیده می­شود. انسان اگر بخواهد بفهمد حبّ به خدا دارد یا نه، راهش چیست؟‌ این امری نیست که هفته­ای و ماهی یا سالی یک بار پیش بیاید، بلکه انسان در هر روز چندین بار بر سر دو راهی دنیا و آخرت قرار می­گیرد؛ آن هم نه فقط بُعد وجودی او، بلکه تمام ابعاد وجودیش مثل قلب، عقل، اعضاء و جوارح، دست، پا، زبان، گوش، چشم و حتّی خطورات ذهنیّه او مثل دروغ، غیبت، تهمت، مال حرام خواری، نگاه به نامحرم و... انسان ببیند کدام را انتخاب می­کند امر الهی را انتخاب می­کند که نور است، یعنی محبّت و دوستی به خداوند را، یا این که معصیت را انتخاب می­کند که ظلمت و تاریکی و محبّت و دل بستگی به دنیاست؟
‌ نور و ظلمت در یک جا جمع نمی­شوند و دل ظرف محبّت خداوند است و دو شیء و دو چیز در او جای نمی­گیرد، محبّت و دل بستگی به خداوند یعنی نورانیّت، نشاط، آرامش، برکت، نیکوکاری. و محبّت و دل بستگی به دنیا، یعنی ظلمت، تاریکی، اضطراب، افسردگی، فساد، گناه و معصیت. حالا انسان ببیند در شبانه روز زندگی خود چه چیز را انتخاب می­کند؟‌ این از عمل انسان معلوم می­شود. آیا دل را در اختیار صاحب خانۀ با محبت خود و انجام فرامین او قرار داده­ایم؟ یا اینکه با نافرمانی، معصیت و گناه صاحب خانه را از دل بیرون کرده به مستأجر و یا بالاتر به غاصبی که محبّت دنیا و شیطان است داده و دل را بیمار کرده­ایم؟
انسانی که کارهای شیطانی انجام می­دهد و می­گوید خدا را دوست دارم، حرفش یک دروغ و فریب شیطان است. او دل را به شیطان تحویل داده است. البته چون خداوند کریم، مهربان و توّاب است، انسان می­تواند با توبه و انجام اعمال نیک دل خود را از شیطان پس گرفته و ظرف محبّت خدا کند.
[1]غرر الحِکَم و دُرر الکَلِم، صفحه 141، روایت 2513
****************
  آقا مجتبی...
http://zareh.blog.ir/post/268
 

۰۲ دی ۹۲ ، ۱۲:۱۱ سفیـــر نـــور

دم از عذاب مزن روز محشر کبری

 همین نیامدن کربلایمان کافی ست

 امان ای دٍل..!

دعامون کنید در اربعین حسینی


التماس دعای فرج+شهـادتـــــــــــ

یازهرای مرضیه(س)





۰۴ دی ۹۲ ، ۰۰:۴۳ محمد کیوان

هــوالـنــــور

وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلا أَن رَّأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ (یوسف/24)

چون خدا را با بنده عنایت بود،پیروزی بنده را چه نهایت بود،چون خداوند بنده را در حمایت خود دارد دشمن بر وی کی ظفر یابد؟

پیروز بنده ای که خداوند پیوسته به دل او نظر دارد و او را هرگز فرا مخالفت نگذارد.


مصطفی (ص) گفت:

خداوند فرموده چون بدانم که غالب اشتغالِ بنده من به من است خواهش (شهوت) او را در سوال از من و مناجات با من قرار می دهم،وچون بخواهد از یاد من غافل شود،میان او با خودم حائل می شوم که بی بهره نشود!


امام جعفر صادق(ع) فرمود:

برهانِ حق جمالِ نبوت و نورِ علم و حکمت بود که خداوند در دل یوسف نهاد و فرمود : آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا تا به نور ضیاء آن ، راه راست و حق بدید و از نا پسند بازگشت و به پسند حق رسید، یعنی نه خود رسید که رسانیدند! نه خود دید که نمودند

 

*خواجه عبدالله انصاری*

۰۵ دی ۹۲ ، ۱۱:۴۵ ... خادم الزهرا

سفارشش نماز اول وقت بود.

بعد از نماز هم کار همیشگی ش خوندن زیارت عاشورا؛ حتی اگه مهمونی بود یا کار داشت یا موقع غذا بود تا زیارت عاشورا نمی خوند نمی اومد.

شب عاشورا یا توی مراسم دعا گریه اش دیدنی بود. طوری گریه می کرد که همه بدنش می لرزید. توی عزای امام حسین سیاه می پوشید و صف اول سینه می زد.

 خیلیها عاشق عزاداریش بودند.

 وقت نوحه خونی و عزاداری کارشون شده بود نشستن کنار حاجی؛ بلکه از حالت های معنویش تأثیر بگیرند...


اینطور میشود همت و باکری شد...

با سلام و دعای خیر...

بسیار خرسندم که توی این دنیای مجازی به وبلاگ  بسیار زیبا و پربار شما برخوردم

طیب الله

انشالله که در راهتون ثابت قدم باشید همیشه

به قول حضرت آقا:× بسیجی شدید مبارکه. اما بسیجی بمانید×

خوشحال میشیم اگر به کلبه ما سربزنید.

اگر با تبادل لینک موافقید لطفا اطلاع بدید.

منتظرتون هستم

در پناه حق.

۰۵ دی ۹۲ ، ۱۶:۰۶ سید امیر حسین حجازی
سلام لطفا سر بزنید گله های مداح اهل بیت
سر بزنید خوشحال میشم نظری سوالی در مورد اقا جواد مقدم دارید بپرسید
ممون از حضورتون
نظرتون در مورد تبادل لینک؟
؟
دعای مادر...

...ویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم.
 
به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم.
 
برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان
 

سلام...

یوﺳﻒ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺩﺭﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺪﺍ... ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺩﻭﯾﺪ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ... ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﻭﯾﺖ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺮﻭ ﭼﻮﻥ ﺧﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﻭ ﯾﻮﺳﻒ ﯾﮑﯿﺴﺖ...
سلام

ممنون از حضورتون...

انشالله بتوانیم عامل به این 10تا باشیم...
ممنونتم
مثل این متن کم داریم
در متن زندگی

۰۶ دی ۹۲ ، ۲۲:۱۶ آشــیــــــان
 و کسانى که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛زیرا حزب و جمعیّت خدا پیروز است.
(سوره مائده آیه 56)
سلام. بروزیم،تشریف بیارین...
یا زینب (س)

۰۶ دی ۹۲ ، ۲۳:۱۷ محمد حسین عباسی
با سلام
شرکت در طرح ختم قرآن کریم در ماه صفر.
هر نفر یک جز.
به آدرس زیر:
http://paygah1.blog.ir/page/quran

سلام...

 پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم....
1.نشان منافق سه چیز است : 1 - سخن به دروغ بگوید . 2 - از وعده تخلف کند .3 - در امانت خیانت نماید .


.......................................................................
نیاز....درباره کتاب     http://zareh.blog.ir/post/161

سلام
ممنون از حضورتون
شما نیز با افتخار لینک شدید
التماس دعا...

منعبر جان دل راه رهگذران پیمودند تا به بهشت فردوس رسند

راه دراز است باید سفر کرد

هر که ماند ضرر کرد

کسی زندگیش شده بود تیروگلوله

قلب نداشت دل نداشت گفته بود خدایا من کربلایی کن

همه اینا مال شماست آقا من چیزی جز نگاهت نمیخوام

 

یاعلی

۰۷ دی ۹۲ ، ۲۰:۱۴ محمدصادق برجیان
نه دی،
یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.
۰۷ دی ۹۲ ، ۲۰:۱۵ محمدصادق برجیان
باید پایمان را بگذاریم
روی هر چه غیر از خدا هست!
همین و بس.
۰۸ دی ۹۲ ، ۰۰:۲۶ از بـچـه هـای دانـشـگـاهـتـون!
سلام سیده خانوم عزیز و بزرگوار
به به چه کردی واقعا...وبلاگت عالیه.
از نوای وبت هم فیض بردم.
انشاءالله میبینمت تو دانشگاه.

التماس دعا...
یاعلی

۰۸ دی ۹۲ ، ۱۱:۰۳ عاشق ولایت

سالروز حماسه 9 دی گرامی باد

 

 

آماده به جنگ و شوروشینی داریم

چون روحیه ی بدر و حنینی داریم
ما در دل خود حب خمینی داریم

 ما در سرمان شور حسینی داریم


سرمنشاء انقلاب ما عاشوراست

این مملکت حسینیان پابرجاست


دل در پی زور و زر نباشد خوب است

دنبال لجن اگر نباشد خوب است
چون طلحه ی فتنه گر نباشد خوب است

با عایشه همسفر نباشد خوب است


بیعت شکنی با ولی نه نه نه
خون کردن بردل علی نه نه نه


در مُلک خدا دربه دری ممنوع است

در محضر دین خیره سری ممنوع است
در کشور ما فتنه گری ممنوع است

 بد گفتن پشت رهبری ممنوع است


هر بیرق مشکی عزامان عشق است
جمهوری اسلامی ایران عشق است

قسمتی از شعر زیبای شاعر بزرگوار علیرضا خاکساری

 

وبلاگ ذاکرجوادالائمه

 

http://mohsenjafari31.blog.ir/

http://mohsenjafari31.blogfa.com/



خود را بسازیم جامعه نیز ساخته خواهد شد

هوا آشفته بود و شهر مجنون/

 زمین سر در گریبان، چشم پر خون/

حماسه می‌خروشید از گلوشان/

ز رگ‌ها خون غیرت سخت جوشان/

که عاشورا کسی رقصیده؟ او کیست؟ چه کس با شاه دین جنگیده؟ کوفیست؟! از این غم شهر گویا پر ز شیر است دی از گرمای این دل‌ها چو تیر است همه عمارگون، آماده، هوشیار تمام شهر بیدارند، بیدار

سلام.
شرح حدیثی از مرحوم آقا مجتبی تهرانی ره

.....
روایتی از پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلّم) منقول است که حضرت فرمودند: مودّت و محبّت ما اهل‌بیت را لازم بدارید، یعنی هیچ‌گاه از مودّت و محبّت ما اهل‌بیت غفلت نکنید، هیچ‌وقت. «الْزَمُوا مَوَدَّتَنَا أَهْلَ الْبَیْتِ»، لازم بگیرید، نعوذ بالله، دلهایتان حتّی لحظه و آنی از موّدت و محبّت ما خالی نباشد. روایت، مفصّل است. در عبارت دیگر حضرت می‌فرماید: «وَ الَّذِی نَفْسِی بِیَدِهِ»، قسم به آن موجودی که جان من در دست قدرت اوست، یعنی قسم به خداوند، «لَا یَنْتَفِعُ عَبْدٌ بِعَمَلِهِ»، اعمال نیک هیچ بنده‌ای به او سودی نمی‌بخشد، «إِلَّا بِمَعْرِفَتنا»، مگر اینکه نسبت به ما معرفت داشته باشد، یعنی ما را برحقّ بداند.
در این‌جا می‌خواهم نکته‌ای را عرض کنم: در باب اعمال نیکی که جنبة الهی و رنگ معنوی به آن‌ها می‌دهیم، قبولی اعمال هر مسلمانی، هرکس می‌خواهد باشد، و نورانیّت و اثرگذاریِ عمل نیکش روی خودش، بستگی دارد به پیوندش با اهل بیت(علیهم‌السلام). چون اعمال نیکی که انسان انجام می‌دهد، روی خودِ کنندةکار اثر دارد و این اثر گذاری غیر از مسألة قیامت و بهشت و ... است. این اثری است که روی خودش می‌گذارد و در نتیجه به انسانیّت و الهیّت نزدیک می‌شود. مثلاً در مورد نماز، هم پاداش داریم و هم اثری که خود نماز روی انسان می‌گذارد که به واسطة آن برای انسان نورانیّت باطنیّه می‌آورد، حال چه قبولی عمل نیک و چه نورانیّت و اثرگذاریش روی عاملش، بستگی به پیوند عامل با اهل بیت دارد. لذا اگر شخص با آن‌ها پیوند نداشته باشد؛ یعنی از نظر قلبی مودّت و از نظر ظاهری، معرفت به حقانیّت آن‌ها نداشته باشد، عملش اثرگزاری ندارد. پس دو مطلب شد. من حرف‌هایم را می زنم، می‌خواهید بفهمید ، می‌خواهید نفهمید. وظیفة من گفتن است.
 البتّه این بحث در عبادات هست که: مؤمنی که مثلاً از نظر اعتقادی، معتقد است، امّا پیوند با اهل بیت ندارد، روز قیامت مؤاخذه‌اش نمی‌کنند که چرا نماز نخواندی و بعد او را جهنّم ببرند. امّا این‌گونه نیست که او را به أعلی علییّن بهشت هم ببرند. چون مسائل معنوی و اعمالی که انسان انجام می‌دهد، آن‌گاه اثربخش و نافع است که این پیوند با اهل بیت برقرار باشد.
امالی مفید ص 140 – بحارالانوار ج27 ص193
****
فتنه ...http://zareh.blog.ir/post/275
سلام 
دیالمه مردی فراتر از زمان !!

تشریف بیارید[گل]
۰۹ دی ۹۲ ، ۱۰:۰۳ اجننی حب الرقیه س
شهادت پیامبر اکرم اسلام (ص) و امام حسن مجتبی (ع) و امام رضا (علیه السلام)
تسلیت میگم.
به مناسبت شهادت معصومین اخر صفر اپ کردم.لطفا دیدن کنید.نظرتان راجب به ان بفرمایید
سلام و درود؛
دوست عزیز این مطلب شما در پایگاه اینترنتی و بسته شهدا قرن ما منتشرگردید.
http://gharnema.ir/node/473
ما را از بروزرسانی خود آگاه
و با درج بنر و یا لوگو در وبگاه خود یاری نمایید .
موفق و پیروز باشید .
http://gharnema.ir -- info@gharnema.ir
یا علی
سلام بر سیدنا الگمنام.
قدیم ترها یه رسم خوبی بود اونی که میرفت کربلا و بر می گشت رفیق رفقا و آشنا ها میرفتن پیشش واسه زیارت قبولی ولی الآن...

باورتون نمیشه ولی هر دفعه که حواسم میرفت به سیل زائران شما به یادم میومدین بخاطر اون دو تا عکسی که لطف کردین.

واقعن در حد خونوادۀ خودم یادتون بودم.
پاسخ:
سلام و رحمت خدا
قبل از اینکه تشریف بیاورید و نظر بگذارید، آمدیم و زیارت قبول گفتیم، احتمالا متوجه نشدید.
زیارتتان قبول
ممنون و متشکر، لطف کردید.
اجرتان با سیدالشهدا
سلام
اتفاقی وارد این وبلاگ شدم، دیدم درمورد حجاب و چادر مطلب نوشتید و کلی برای چادر تبلیغ کردید!!!
من مانتویی هستم و آرایش هم میکنم، خواستم بگم مثل اینکه احکام رو نخوندید ها؛ رنگ مشکی مکروهه خانومی. برای این مسئله چه جوابی دارید؟؟؟؟

پاسخ:
مکروه، عملی است که ترک آن مطلوب است و پاداش دارد، ولی انجامش عذاب ندارد. حال می دانید چه کارهایی کراهت دارد؟

ایستاده نوشیدن آب در شب مکروه است. خوردن پنیر در صبح مکروه است. در حالت سیری غذا خوردن. نوشیدن آب با دست چپ. مکروه است در نماز، صورت را کمى به طرف راست یا چپ بگرداند، چشمها را بر هم بگذارد، آنها را به طرف راست و چپ بگرداند، با ریش و دست خود بازى کند، انگشتها را درهم نماید، آب دهان بیندازد، به خط قرآن یا کتاب و یا خط انگشتر نگاه کند. و همچنین مکروه است هنگام خواندن حمد و سوره و گفتن ذکر، براى شنیدن حرف کسى ساکت شود، بلکه هر کارى که خضوع و خشوع را از بین ببرد مکروه مى باشد. همچنین پوشیدن جوراب تنگ که پا را فشار دهد، در نماز مکروه است. نکوهش غذایی که نسبت به آن بی میل است. دمیدن در غذا. خوردن با دست چپ. خوردن با یک انگشت یا دو انگشت. بلند آروغ زدن. پاک کردن کامل استخوان های موجود در غذا. آب خوردن در بین غذا. آب خوردن پس از خوردن گوشت. خوردن در حال سیری. و... موارد دیگری از این دست.

حال شما روزانه چقدر مکروه انجام می دهید و عین خیالتان هم نیست. آنوقت برای عدم برگزیدن حجاب برتر، کراهت رنگ مشکی را بهانه می کنید. بر فرض موجود چنین حکمی در احکام اسلامی، گستره این کراهت تا کجاست و شامل چه مواردی می شود؟ مثلا پوشیدن لباس مشکی در عزاداری ها مکروه است؟ یا پوشیدن لباس های مشکی اعم از شلوار و مانتو و جوراب و ساق و ... که عموما در پوشش های ما هستند آن ها هم مکروه هستند؟ پرده مشکی خانه خدا مکروه است؟ یا این حکم شامل مورد خاصی می شود؟

«ولا تبرجن تبرج الجاهلیة»! حکم اسلامی بالاتر از آیه قرآن که نداریم، خداوند در قرآن کریم، در سوره هایی چون «نور» و «نساء» و «احزاب» به نوع پوشش بانوان و عدم تبرج و آشکار ساختن زینت و در نتیجه عدم جلب توجه نامحرمان تأکید کرده است. کسی که حکم آشکارای قرآنی خداوند را می داند و عمل نمی کند، چگونه است که دغدغه حکمی را دارد که با تردید از کراهت آن صحبت می کند؟

برای آدمی که دغدغه احکام دارد؛ حتی اگر رنگ مشکی مکروه باشد و انسان این رنگ را انتخاب کند، بهتر از آن است که انسان حکم واضحی که اسلام حرام بودن آن را تأیید کرده را بی اهمیت بشمرد. حالا شما برای حکم آرایش کردنتان چه جوابی دارید خانومی؟ 
۰۹ دی ۹۲ ، ۱۹:۲۷ محب علی(ع)

بسم الله

سلام علیکم.با اجازه مدیروب برای جواب به سوال سمانه خانم...

رنگ مشکی برای  چادر و پرده خانه خدا تا انجا که حضور ذهن دارم مکروه نیست.البته طبق فرموده امام خامنه ای چادرحجاب برتراست کسی که دغدغه حجاب دارد  وبرای رسیدن به زهرایی شدن تلاش میکنداز بهترین نوع حجاب استفاده میکنندامروزه کسانی که به پوشش و حجاب درست فکرمیکنندفقط به چادر فکرمیکنند درصورتی که با مطالعه ایات زیبای سوره مبارکه نور بطورمثال از پوشش گردنها ویادستها تا مچ وزینت نکردن در سوره احزاب ایه33و..بیان شده است..

بدون چادر هم باحجاب میتوان بود اما خوش به حالمان اگر چادری باشیم...

 

 

 

ازحضورتون تو وب ممنون

یا باید شهیدشد یامرد غیر از این دو راه که دیگر راهی نیست!!!

و وای به حالمان اگر بمیریم...از وبتون خیلی استفاده میکنم

اللهم عجل لولیک الفرج

فلک را رکن ارامش شکسته
زمین از اشک غم ، در گل نشسته
ملائک جمله در جوش و خروشند
خلایق جمله از ماتم خموشند
.................
سالروز شهادت امام حسن (ع) و پیامبر اکرم (ص) تسلیت باد
سلام...
تشریف بیارید ....*دکتر....*

http://zareh.blog.ir/post/277


ایام سوگورای بر شما تسلیت...
سلام علیک ؛
خدایا ! چقدر مأمن اینجا را دوست داشتم ؛ دلمان موج موج استجابت و خاطره و عشق ؛
خاطرات زادوولد عشق در کلبه ی چوبین آن سوی دشت !
دشتی که امروز جز سوخته گندمک هایش چشم را نمیبیند !
چشمان دشت از ما بینا تر شده و ما به کورانی برزخی بدل شدیم !
الله اکبر !
این روزگار غریب کشی میکند بخدا !
خرم دلان را ببین ! صف شکنی ، دلربایی کردند و کوچیدند !
ما را چه به سرخ پوشی !
ما را چه به بالگشایی ! چه به رفتن ! به مرتضی شدن ! دل خندیدن و اشک شوق ریختن !
خدایا ! مرگ ما را بپذیر !

خانه ی امن تان ، پایدار
بمانید تا بیاید
آن مرد می آید

التماس دعای شدید به تک تک دانه های بارانی از جنس بهار ؛ همان باران ؛ همانجا
دلتان آرام
یا حق

۱۰ دی ۹۲ ، ۱۲:۴۳ شبکه ی اجتماعی بچه های هشت بهشت
سلام و درود دوست عزیز ;
وبگاه شما از بین انبوده وبلاگ ارزشی انتخاب شد ، چناچه مایل هستید وبگاه خود را در شبکه ی اجتماعی ارزشی بچه های هشت بهشت به نمایش بگذارید لوگوی ما را در وبگاه خود قرار داده و به آدرس زیر مراجعه کنید و وبگاه خود را ثبت نمایید.
دریافت کد لوگو و ثبت وبگاه:


شبکه ی اجتماعی بچه های هشت بهشت
b8b.ir
info@b8b.ir

داغی اگر نبود که گریان نمی شدیم

لطفی اگر نبود مسلمان نمی شدیم
یا ایّها الرّسول بدون دعای تو
از پیروان عترت و قرآن نمی شدیم
۱۰ دی ۹۲ ، ۱۸:۳۱ بسیجی عاشق

سلام

ممنون از حضورتون در وبلاگم

وبلاگ پرمحتوایی دارید

اگر موافق تبادل لینک هستید خبر بدید

دختر بدر الدجا’ امروز سه جا دارد عزا//گاه میگوید پدر گاهی حسن گاهی رضا.

سلام  

رحلت جانگداز سرور کائنات و استاد مخلوقات حضرت ابا الزهرا محمد بن عبدالله (صلی الله علیه واله وسلم) و پاره جگر ام ابیها حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام)و ولی نعمتمان حضرت ثامن الائمه امام رضا (علیه السلام )را خدمت شما  تسلیت عرض می نمایم
بروزم [گل]


متن شعر زیبای مرحوم قیصر امین پور در وصف امام رضا علیه السلام...

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی
ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

کاش من هم عبور تو را دیده بودم
کوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند
سلام
با عرض تسلیت به مناسبت شهادت امام رضا(ع)
با مطلبی تحت عنوان(فقر اینه که...) به روزم
منتظر حضور گرمتون و نظرات سازندتون هستم
التماس دعا
در پناه حق.
 یا علی ...
سیده زهرا....
...
۱۳ دی ۹۲ ، ۲۰:۰۵ تـــا به تـــا
سلام

از امام رضا(علیه السلام) درباره بهترین بندگان سؤال شد.
فرمود: آنان که هر گاه نیکى کنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى کنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند، و هر گاه خشم کنند درگذرند.

======================
به دیدن وبلاگ ماهم بیایید
۱۶ دی ۹۲ ، ۱۹:۵۸ سیدحسن نبی زاده
یکی گفت: هنوز با این گرانی ها پای آرمان های انقلاب و رهبرت هستی؟
گفتم : در مکتب امام حسین(ع) ممکن است زمانی آب هم برای نوشیدن نداشته باشیم! پس هنوز اول راهیم

وصول به خدای عزوجل سفری است که جز با مرکب شب امکان ندارد.امام حسن عسگری علیه السلام

اخلاص.... عامل شهید شدن است
دل را باید صاف کرد
۰۲ بهمن ۹۲ ، ۰۰:۰۱ طلبه جهادگر

سلام

وب خیلی خوبی دارید هرچند وقت نشد همش رو بخونم! ولی یه گشتی زدم!! و از عطر شهدا لذت بردم

منم تازه یه کار خیلی کوچیک رو شروع کردم...

برای بهتر شدنش نیاز به نظرات قشنگتون دارم، ممنون میشم منو با نظراتتون کمک کنید.

امیدوارم تو زندگی موفق باشید و همیشه خوشبخت و شاد...

Harakat.blog.ir

منتظرم...

سلام رفیق احسنت چه طرز فکر پویایی دارید
توسجده هاتون مارو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید..

۰۵ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۱۹ سرباز کوچک صاحب الزمان
سلام
وبلاگ بسیار زیبایی دارید
امیدوارم موفق باشید
خیلی خوشحال میسم به منم سر بزنید
یاعلی[لبخند]
۰۵ بهمن ۹۲ ، ۲۳:۳۵ محمد کیوان

هـوالرئـوف

 

در این شهر غریب به دنبال آرامش بودم

 

فانوس بدست در پی خورشید

 

نه آرامشی...نه خورشیدی

 

آخر مگر با چشمان نا بینا و بی نور می توان نور را دید؟

 

دیگر از خودم و نوشته هایم خجالت می کشم...

 

حیران و سرافکنده، تن که نه ! دل صدپاره ام را در کوچه پس کوچه های شهر میکشیدم...

 

به کجا نمی دانم...

 

گویی درین سیاره کسی شوق پرواز ندارد...

 

در تاریکی شهر می سوختم و توان گریز نداشتم...

 

وفقط در دل او را می خواندم...

 

گم کرده ام نشانم بده...

 

همه هرچه داشتم گم شد....    نشانم بده...

دیدم هزار ، هزار بار لطف تو را...   گم کرده ام، نشانم بده

دیدم هزار ، هزار بار نگاه تو را...   گم کرده ام، نشانم بده

دیدم هزار هزار بار سایه مهربان دست تو را...   گم کرده ام، نشانم بده

دیدم هزار، هزار بار کنارم نشسته ای، سرم به دامن گرفته ای

گم کرده ام، نشانم بده...

دیدم هزار، هزار بار ....

کورم امروز، نشانم بده...

نمیدانم چه شد...

 

قلبم که از شدت تبش ره گریز ازین قفس تنگ و تاریک داشت به یکباره آرام گرفت...

 

تنم گویی جان دوباره ای گرفته بود...

 

سرم را بالا آوردم و خود را در خیل انبوهی از جمعیت دیدم...

 

شلوغ بود...چرا همه آرامند ؟ نه هیاهویی نه سر و صدایی

 

این جا مگر کجاست؟

 

ندای آرام و لطیف به گوش می رسید...

 

 ألا إن أولیاء الله لا خوف علیهم ولا هم یحزنون  (یونس/62)

 

دلم دیگر بی قراری نمیکرد...

 

نیافتم که نشانم دادند...

 

پیش تر رفتم...برابرش ایستادم...سر به زیر...دست بر سینه...

 

آمدم ای شاه پناهم بده...

 

اشک...اشک... اشک...

 

سلامخواهربزرگوارم 
وبلاگ خوب و مطالب از دل و عالیست 

ما فقط کاری نکنیم که شرمنده شهدا شویم ...قلب پاکشون رو بدرد نباریم ...دل آقا رو با به درد آوردن دل شهدا بشکنیم ...همین کافیست 
التماس دعا 
۲۷ اسفند ۹۲ ، ۰۲:۱۶ چه فرقی می کند...

سلام

فوق العاده بود...

لذت بردیم...

خدا خیرتان بدهد. وارده وبتان که شدم حس خوبه هیات بهم دست داد... مخصوصا با شنیدن صدای حاج میثم مطیعی...

حقا که قلم خوبی دارید...

وبتان هم پر بار است... معرفی کتابتان هم که فوق العاده بود...

شهادت روزیتان...

ارسال ديدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">