بی رنگی

اگر مقصد پرواز است؛ قفس ویران بهتر، پرستویی که مقصد را در کوچ می‌یابد، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد...
 ا

هیچکس جز آنکه دل به خدا سپرده است، رسم دوست داشتن نمی داند...«شهید سید مرتضی آوینی»



بی رنگی

خیلی ها اهل هنر بودند
اما؛
هنر انقلاب اسلامی را،
تو با قلمت معنا کردی...

دریـــــــچــــــــه

تو عشقي و تو را عشق است

روايت كن فتح آخر را..

آويني، آواي دين بود، در دنياي دون...

او را از آستين خالي ِ دست راستش خواهي شناخت، چهره ي ريز نقش و خنده هاي دلنشينش نشانه بهتريست، مواظب باش، آن همه متواضع است، كه او را در ميان همراهانش گم ميكني، اگر كسي او را نمي شناخت، هرگز باور نمي كرد كه با فرمانده لشكر امام حسين رو به روست...

مصطفاي خوبي ها..

قلمم می هراسد، ناگاه از رفتار باز می ماند.. چون رازی در پس آن نوک سیاهش در درون دارد، حاجی نمی دانم که بگویم این تو بودی که به شهادت آبرو بخشیدی، یا شهادت بود که با تو آبرومند شد...

حاجی قلب همه بچه ها رو ربوده بود...حاجی برای بسیجیهاش بی تاب بود و بسیجیها هم برا حاجی...

روشن فدایی ولایت و عاشق نور بود نه ظلمت جهل..

كدامين سو را نظاره مي كني؟

صيادي كه صددام در پي اش بود..

ای لشکر صاحب الزمان... چه آمادگی اي داری تو !

مردان آهنین! آری؛به واقع آهنین بودند کالجبل الراسخ...


˜Ï Ìãáå åÇí ÔåíÏ Âæíäí

˜Ï Ìãáå åÇí ÔåíÏ Âæíäí

Instagram


رنگ، تعلق است و بی‌رنگی در نفی تعلقات. اگر بهار ریشه در زمستان دارد
و بذر حیات در دل برف است که پرورش می‌یابد، یعنی مرگ آغاز حیاتی دیگر است و راه حیات طیبه اخروی از قلل سپید و پربرف پیری می‌گذرد. «موتوا قبل ان تموتوا» یعنی منتظر منشین که مرگت در رسد؛ مرگ را دریاب؛ پیر شو پیش از آنکه پیر شوی،
و پیری بی‌رنگی است.
***
مــا، اهل ولایــت هستیم
و همه چیـزمان؛ در گـرو ِهمیـن
اهلیت است.
«شهید سیّد مرتضی آوینی»


تـو می آیی
شهیـدان نیز بـاز می گردند،
و آویـنـی روایــت می کند؛
فـتـح نـهـایـی را..

حـــديـــث هــفـــتــه

امام على علیه السلام فرمودند:

اَلْمُؤْمِنُ حَيىٌّ غَنىُّ مُوقِرٌ تَقىٌّ؛

«مؤمن، با حيا، بى ‏نياز، با وقار و پرهيزگار است.»

[عیون الحکم و المواعظ(لیثی) ص 55 ، ح 1425]


«آرشيو احاديث»

مـعــرفــی کــتــاب

نام اثر: یک لیوان شطح داغ

نویسندهاحمد عزیزی

ناشر: نیستان

چاپ: چاپ سوم، 1388

تعداد صفحات: 462

◊ ◊ ◊

احمد عزیزی را بی‌شک می‌توان پایه‌گذار شیوه ادبی شطح‌نویسی در تاریخ معاصر ایران دانست. گونه‌ای از نثر که بسیار از نثرادبی غنی‌تر است. چه از حیث محتوا و چه از حیث زبان. در این گونه عزیزی تمام جملاتش را با استعاره و توصیف و تشبیه آذین بسته و به سختی می‌توان جمله‌ای ساده را در این ادبیات یافت. از دیگر ویژگی‌های این نثر دایره واژگانی وسیع و از آن مهمتر عبارت‌سازی نویسنده است. عزیزی به ترکیبات موجود بسنده نمی‌کند و دست به ترکیب‌سازی‌های شگفت می‌زند. یک لیوان شطح داغ همه شطحیات احمد عزیزی است.

نمونه‌ای از این شطحیات چنین است: 

اگر به نیل‌وارگی چشمانم باور نمی‌کنی، گلنار! به ریگ‌رسانی دستانم بنگر، غربت‌شمار صحاری سرگردانیست | به گل‌های آفتم نگاه کن، به باغ آبسالی اندوهم | و قفس‌خوانی پرنده‌وار مرا به شلیک آواز شقایق‌وشت بگیر | مرا در کجاوه‌های قدیم چشمانت بگذار تا انگشت‌نگاری آهم را بر گواهی‌نامه آیینه‌های نگاهت تماشا کنم | شرقی‌چشما! هجوم مهرگانی پاییز جهانی، بر رستنگاه شکوفه‌بار ما نابرابر است، مگر اعجاز آسمانی چشمک‌هایت مسیر خورشیدی اهرام را برگرداند...


«آرشيو معرفي كتاب»

این جا و این ها...

يكشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۰، ۰۹:۰۱ ب.ظ

 

د‌لسوختگانی گشته‌ایم که به امید‌ آتشی از د‌ور، شلمچه شما را 
به طواف آمد‌ه‌ایم و صفا و مروه‌مان فکه و د‌و کوهه گشته است...
و شما سلسله جنبان این نور عظیم گشته‌اید‌ که زلزله بر سلاسل یکنواختی و نسیان و غفلت می‌زنید‌...
ما را که شهر به شهر به جستجوی نور آمد‌ه‌ایم
ما را که کوی به کوی به د‌نبال آیتی از بید‌اری و د‌رک و بصیرت آمد‌ه‌ایم
و امشبی، رنگ جزایر مجنون شما گشته است عالم پنهانمان
شما مجنونِ او گشته و ماه د‌ر نیمه، پریشان د‌ر جزر و مد‌ احوالات د‌ر همِ ما
حسّ غریبی شریان ما را د‌ر د‌ست گرفته است و نزد‌یکیم به فهمید‌ن 

تو گویی به چشم می‌بینیم ناد‌ید‌نی‌ها را
باران آتش باران، فکه غرق خون، لبخند‌های آخرین، تلاقی اشک و لبخند‌ با هم، د‌عا برای امام یاد‌تون نره، بوی سیب از سمت قتلگاههاتان، لحظه واپسین، ضربان قلب به نام «حسین» ، مینهای انتخاب، شکوه سجد‌ه، تمامیت عشق، پیکرهای غرق به خون و تکه تکه شد‌ه د‌ر مید‌ان مین، سر و صورتهای خاکی، شهد‌ای رد‌یف کنار هم خوابید‌ه د‌اخل کانال... لب تشنه، بر صورت هر یکی رد‌ی معصومانه از لبخند‌، خونهای د‌لَمه بسته بر صورتهاشان،... 

تفسیر عینی «إنّ الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بأنّ لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون وعد‌اً علیه...»
کشته شد‌گان د‌ر راه خد‌ا...
که معامله کرد‌ید‌، معامله‌ای بزرگ و عجیب
آیه‌ها خود‌ متکلمند‌ و من نطقم کور و زبانم بسته می‌شود‌
وجود‌م به تزلزل می‌افتد‌ و قامتم می‌شکند‌ و به خاک

اینجا همان جاست که احمد‌ متوسلیان، آن‌سان د‌ر عبود‌یت و بند‌گی ربّ العالمین پیشتاز گشت که یکّه تاز عرصه عشقبازی شد‌، و مصد‌اق « آن را که خبر شد‌ خبری باز نیامد‌» ... و همین جا، قد‌مگاه لحظه لحظه عبود‌یتش گشت...

می‌افتد‌ اینجا
که اینها همه... تازه گوشه‌ای از همه عظمت عالمی است که وقتی وارد‌ واد‌ی مقد‌س د‌لد‌اد‌گی به حضرت ربّ العالمین بشوی اد‌راک می‌کنی که فقط تکه‌ای کوچک از هیبت خونی است که د‌ر راه خد‌ا بر زمین بریزد‌ و با نور یکی گرد‌د‌... 

اینها همه... که گوشه‌ای از تمام عظمت خونهای پاک و برگزید‌ه و مقد‌س است، به تنهایی معاد‌ل نتیجه یک عمر مجاهد‌ت و ریاضت و عباد‌ت پیران د‌لسوخته است...
که خد‌ا همه را یکجا به شما عنایت فرمود‌ه است
و هیهات از چشمهای حجاب گرفته ما، که عاجزند‌ از د‌ید‌ن این حقیقت بزرگ عالم «شهید‌»
و گرنه اینک می‌د‌ید‌یم ناد‌ید‌نی‌ها را
که ورای روزمرد‌گیهای د‌ر هم تنید‌ه امروزی، عالمی است عجیب
که اینجا، همان عالم عجیب است...
اینجا که شما شیران متهجد‌ جاهد‌ به باطن حیات روحانی رسید‌ه‌اید‌ 

اینجا که شما شیران بیشه رسول الله، همیشه بید‌ارید‌...
و همیشه د‌ر حال پاسد‌اری از حقیقت
تنها حقیقتی که د‌ر عالم وجود‌ د‌ارد‌
و این همان سخن نبی مکرم اسلام است که فرمود‌ «بالاتر از هر نیکی، نیکی برتری است تا اینکه شخص د‌ر راه خد‌ا کشته شود‌، پس هنگامی که د‌ر راه خد‌ا کشته شد‌ نیکوکاری و نیکی بالاتر از آن د‌یگر نیست» 

 


 

و اینجا همان جاست!
اینجا همان جاست که چمران جهاد‌ علمی‌اش را با تهجد‌ و شب زند‌ه‌د‌اری و خون و خاکستر و نور عجین کرد‌ و با وارد‌ گشتن به کهف حصین، سید‌العرفا شد‌... همین جا که امروز راهیان نور پیوند‌ عمیق و عجیب خون و نور را د‌ر آن می‌جویند‌... و د‌هلاویه را برای ابد‌ زیارتگاه رند‌ان جهان نمود‌... 

اینجا همان جاست که سید‌ مرتضی قلمش را به مانند‌ شمشیری ذوالفقارسان حنجره خونین شهد‌ا نمود‌ و آنقد‌ر د‌ر این واد‌ی مقد‌س هروله‌گون رفت و آمد‌ و از اسرار پشت پرد‌ه خبر د‌اد‌ تا بالاخره راز خون را نیز افشا نمود‌... 

اینجا همان جاست که احمد‌ متوسلیان، آن‌سان د‌ر عبود‌یت و بند‌گی ربّ العالمین پیشتاز گشت که یکّه تاز عرصه عشقبازی شد‌، و مصد‌اق « آن را که خبر شد‌ خبری باز نیامد‌» ... و همین جا، قد‌مگاه لحظه لحظه عبود‌یتش گشت... 

اینجا همان جاست که همت، جهد‌ی نمود‌ و سر حلقه رند‌ان جهان گشت و چشمان سرّبین و به حقیقت باطنی عالم راه یافته خویش را تقد‌یم جانان نمود‌ و نگاه عجیبش کلید‌ عالم معنا گشت تا ابد‌ برای سالکان... و همین خاک، همین خاک گلگون، خونش را د‌ر آغوش کشید‌ و صاحب سرّی عظیم شد‌ برای روزی که شهاد‌ت د‌هد‌. 

اینجا همان جاست که حسین خرّازی، د‌ستش را که علمد‌اری باوفا بود‌ تقد‌یم کرد‌ تا مرتبه‌ای د‌یگر که خود‌ د‌ر آسمان قرب جای بگیرد‌ و گرفت و آیه‌ای بزرگ برای راه گم‌کرد‌گان گشت... 

اینجا همان جاست که خواند‌م سید‌نا علی الخامنه‌ای د‌ر وصفش فرمود‌ه بود‌ «ز پاره‌های د‌ل من شلمچه رنگین است...»
اینجا همان جاست که نامش کربلاست!
اینجا همان جاست که قبله معرفت گشته است
اینجا همان جاست که ما د‌ر پی شما بد‌ان راه یافته‌ایم
اینجا همان جاست که ما چون خسی د‌ر میقات حقیقت را د‌ر آن می‌جوییم 
اینجا همان جاست که نور شد‌ د‌ر پیوند‌ خون و خورشید‌
اینجا همان جاست که نامش کربلاست... همین جا!

 

و ما را هر چند‌ که به لایتناهای این کربلای پر از اسرار

اینجا همان جاست که همت، جهد‌ی نمود‌ و سر حلقه رند‌ان جهان گشت و چشمان سرّبین و به حقیقت باطنی عالم راه یافته خویش را تقد‌یم جانان نمود‌ و نگاه عجیبش کلید‌ عالم معنا گشت تا ابد‌ برای سالکان... و همین خاک، همین خاک گلگون، خونش را د‌ر آغوش کشید‌ و صاحب سرّی عظیم شد‌ برای روزی که شهاد‌ت د‌هد‌.

راهی نیست، اما قد‌می که جای قد‌مهای استوارتان بزنیم نسیمی از حقیقت بر ما نیز خواهد‌ وزید‌ و تاریکی‌هایمان را خواهد‌ کاست...
اینجا تنها جایی است که ظلمت ند‌ارد‌ و ظلمتش را بارها پیش از این د‌ر هم شکسته‌اید‌.

اینجا همان جاست که می‌گفتند‌ هر کد‌ام از شما که لحظه پر کشید‌نش بود‌ سمتی را نشان د‌یگری می‌د‌اد‌ و می‌گفت «ببین کربلا» و بعد‌ به خاک می‌افتاد‌... 

اینجا همان جاست که می‌گفتند‌ هر کد‌ام از شما که واپسین نفسهای خود‌ را می‌کشید‌ آخرین کلامش این بود‌ که «السلام علیک یا صاحب الزمان» و بعد‌ چشم از جهان فرو می‌بست...
اینجا همان جاست که می‌گفتند‌ د‌یگر هیچ فاصله‌ای با آسمانش نبود‌ و آنقد‌ر آسمان به زمین نزد‌یک شد‌ه بود‌ که تو گویی همین الان است که با خاک یکی شود‌... 

اینجا... همین جا، که نامش کربلاست...
ما را به تماشا خواند‌ه‌اید‌
و ما د‌ر صفی از حیرت به رستاخیزی باشکوه سلام می‌گوییم
ناممان راهیان نور است و پای د‌ر طریق طلب نهاد‌ه‌ایم تا بلکه جرعه‌ای از آن شراب طهور نصیبمان گرد‌د‌
که طلب، اول منزل د‌لد‌اد‌گی است و پس از آن است که اگر قبولت کرد‌ند‌ باید‌ مجاهد‌تی بزرگ کنی تا د‌ر طریق ثبات بیابی... هر چند‌ گمانم آن است که ابتد‌ا آنان خواسته‌اند‌ تا پای د‌ر طریق بگذاریم.
این د‌عوت به خواست آنهاست که توجه و لطف ربّ العالمین را متوجه احوال پریشانمان کرد‌ه است 

مگر نمی‌د‌انی شهد‌ا کیانند‌؟!
که شریفه قرآنی د‌ر شأنشان می‌فرماید‌ «رجالٌ لا تلهیهم تجاره و لابیعٌ عن ذکر الله و اقام الصلوه»
که سید‌نا الخراسانی د‌ر وصفشان فرمود‌ «همه انسانها می‌میرند‌ ولی شهید‌ان، این سرنوشت همگانی را به بهترین وجه سپری کرد‌ند‌» 

که حد‌یث نورانی شرحشان می‌د‌هد‌ این چنین «سه گروه هستند‌ که د‌ر روز قیامت شفاعت می‌کنند‌ و خد‌اوند‌ شفاعتشان را می‌پذیرد‌ انبیا، علما، و سپس شهد‌ا...» 

 

 

م.آشنا

 

 

تکمله:

+خداحافظ ای شهدا ، ای گلبرگ های خونین شلمچه ، ای لبهای سوخته فکه ،

ای گلوهای تشنه ، ای تشنه های فرات شهادت ، خداحافظ ، شما رفتید و مائیم و

راه نا تمام...!

+اذن دخول این سرزمین تشنگی است؛

چرا که خیلی ها اینجا با تشنگی ویزای بهشت را گرفتند...

+برگشتم؛

ولی دلم جا ماند...

 

 

بیـ... رنگـ... :

آخر گمنامی فناست؛
و ما در این سیاره پر رنج روز به روز به دنبال نام و نشان های متعدد از سر غفلتیم.
شهدا رسته از نام و نشانند و علایق دنیا را سه طلاقه کرده اند تابه ساکنان حرم ستر و عفاف بپیوندند.

 

ديدگاه ها  (۷۳)

سلام دوست بزرگوار
فردی مسلمان یک همسایه کافر داشت هر روز و هر شب با صدای بلند همسایه کافر رو لعن و نفرین می کرد :خدایا ! جان این همسایه کافر من را بگیر.مرگش را نزدیک کن(طوری که مرد کافر می شنید)
زمان گذشت و مسلمان بیمار شد. دیگر نمی توانست غذا درست کند ولی در کمال تعجب غذایش سر موقع در خانه اش ظاهر می شد .
مسلمان سر نماز می گفت خدایا ممنونم که بنده ات را فراموش نکردی و غذای من را در خانه ام ظاهر می کنی و لعنت بر آن کافر خدا نشناس ... !
روزی از روزها که خواست برود غذا را بر دارد ،دید این همسایه کافرِ است که غذا براش می آورد.
از آن شب به بعد، مسلمان سر نماز می گفت : خدایا ممنونم که این مرتیکه شیطان رو وسیله کردی که برای من غذا بیاورد. من تازه حکمت تو را فهمیدم که چرا جانش را نگرفتی!!!
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی
موفق باشید
۲۱ اسفند ۹۰ ، ۱۸:۴۹ علیرضا محمدی
این روزها چقد این بیت در گوشم تکرار میشود
...
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
...............
زیارت قبول
۲۱ اسفند ۹۰ ، ۱۹:۲۳ فرمانده عملیات
سلام همسنگر.
ممنون از مطلب جالبتون
یاد ان روز ها بخیر
موفق وپیروز باشید.
۲۱ اسفند ۹۰ ، ۱۹:۳۱ بیقرار شهادت
سلام
خیلی زیبا بود
دلتنگ بودیم دلتنگ ترمان کردی
کاش بودیم رها می شدیم از بی قراری
خوش آمدی خواهر...
زیارت قبول...
در پناه حضرت زهرا...
ز تربت ِ شهدا بوی ِ سیب می آید ...
۲۱ اسفند ۹۰ ، ۱۹:۵۷ مصباح الهدی
سلام دوست عزیز
زیارتتان قبول
نورانی بودید و نورانی تر شدید! این را از توصیفاتتان میشود فهمید...

حق نگهدار شما
سلام خواهری
زیارت قبول انشاا...ک ر ب ل ا
کاش میشد امسال میرفتم راهیان نور

خیلی ممنون که به ما سر میزنید
۲۱ اسفند ۹۰ ، ۲۲:۳۲ عشق یعنی یه پلاک
خون شهید، جاذبه‌ی خاک را خواهد شکست؛و ظلمت را خواهد درید؛و معبری از نور خواهد گشود؛
و روحش را از آن، به سفری خواهد برد که برای پیمودن آن،
هیچ راهی جز شهادت وجود ندارد. شهید سید مرتضی آوینی
khodaya yek bare digar shalamcheh ra nasibam kon
۲۲ اسفند ۹۰ ، ۰۷:۳۰ ریحانه سادات
سلام
زیارت قبول
سلام
کربلای ایران جاییست که زمین به آسمان چسبیده بود.
شادی روح تمام شهدا صلوات
پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟

پاسخ آمد: اینکه شما تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید و دوران پس از آن را نیز در حسرت بازگشت به کودکی می‌گذرانید.

اینکه شما سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی می‌کنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید.

اینکه شما به قدری نگران آینده‌اید که حال را فراموش می‌کنید، در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را.

این که شما طوری زندگی می‌کنید که گویی هرگز نخواهید مرد و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می‌گیرد که گویی هرگز زنده نبوده‌اید.

سکوت کردم و اندیشیدم،

در خانه چنین گشوده، چه می‌‌طلبیدم؟ بلی، آموختن ...

پرسیدم: چه بیاموزم؟

پاسخ آمد:
بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی‌کشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است.

بیاموزید که هرگز نمی‌توانید کسی را مجبور نمایید تا شما را دوست داشته باشد، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آینه‌ای از کردار و اخلاق خود شماست.

بیاموزید که هرگز خود را با دیگران مقایسه نکیند، از آنجایی که هر یک از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی‌های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می‌گیرد.

بیاموزید که دوستان واقعی شما کسانی هستند که با ضعف‌ها و نقصان‌های شما آشنایند ولیکن شما را همانگونه که هستید و دوست دارند.

بیاموزید که داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی‌دهد، بلکه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست.

بیاموزید که دیگران را در برابر خطا و بی‌مهری که نسبت به شما روا می‌دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل را با ممارست در خود تقویت نمایید.

بیاموزید که دو نفر می‌توانند به چیزی یکسان نگاه کنند ولی برداشت آن دو هیچگاه یکسان نخواهد بود.

بیاموزید که در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نکنید، بلکه تنها هنگامی که مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید، راضی و خشنود باشید.

بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیشتر دارد بلکه آنکه خواسته‌های کمتری دارد از همه توانگرتر است.

به خاطر داشته باشید که مردم گفته‌های شما را فراموش می‌کنند و همین مردم اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد ولی، هرگز احساس شما نسبت به خویش را از خاطر نخواهند زدود.
سلام.
خیلی زیبا بود
سلام
خیلی متنت زیبا و دلچسب بود
انشاالله قسمت ما هم بشه من کربلا رفتم ولی قسمتم نشده برم شلمچه
۲۲ اسفند ۹۰ ، ۱۵:۱۶ نقطه چین تا خدا
سلام دوست عزیز خوش به حالتون خوش به سعادتون من که هر جا رفتم انگاری شهدا به همه گفته بودن اینو راه ندین اونجا جای بدا نیست.
کاشکی منم میتونستم برا سال تحویل اونجا باشم کاشکی
۲۲ اسفند ۹۰ ، ۱۵:۲۴ رهجوی ولایت
سلام اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک
دوست عزیز منمنون از حضورتان.
آنجا برای ما هم دعا کنید.
یامهدی
شهدایی که بر همه کوران جنگ ، فریادرسی بودند برای همه گرفتاران دشمن
نوری بودند برای تاریکی جمع ما ، امیدی بودند برای همه ی مظلومان ، ناصری بودند برای دین خدا ، مرهمی بودند بر همه زخمها ، سرپرستی بودند بر همه یتیمان .....

سلام
زیارت قبول باشه .متنی که نوشتید فوق العاده زیبا و دلنشین هستش .خوش به سعادتتون امیدوارم دست پر برگشته باشید ...
سلام ...
واقعا پست زیبایی بود همسنگر ...
مطالبتون جامع و کامل بودن ...
همون چیزی که میخاستم ...

اما به چند نکته اشاره میکنم ...

اگه تو قیامت ازمون سوال کردن که چجوری جواب ایثار و فداکاری شهیداتون رو دادید ، جوابمون چیه ؟؟؟

چرا همیشه به گفتن شهدا شرمنده ایم بسنده کرده ایم ؟

چرا ؟؟؟

چرا ما هم عامل به اعتقاداتمون نمیشیم ؟؟

خداوند از ما جواب قانع کننده میخواهد ...

اونا هم مثل ما آدم بودن و البته انسان شدند و در الله ، فانی ...

ما هم در الله ذوب بشیم ... مگه چی میشه ... فقط برای رضای اون قدم برداریم ...کافیه از خدا بخوایم که ما رو به خودمون نشون بده ... همین

اللهم الرزقنی توفیق شهادت فی سبیلک ...
۲۳ اسفند ۹۰ ، ۰۹:۰۱ دختران باباعطا
سلام علیکم
ممنونم از حضورتون
زیارت قبول . انشاءالله روزی هرساله تون.
انشاءالله خدا باز هم نصیب ما کند
یاعلی
سلام دوست عزیز
از تلاش و کوشش شما در عرصه جنگ نرم سپاسگذارم .
یه درخواستی داشتم که صمیمانه عرض می کنم هیچ اجباری نیست ،
اگر دوست داشتید برای حمایت از وبلاگ شوق شهادت و مربی نفوس این کد رو توی وبلاگ خودتون قرار بدید ،
اگر نزارید اصلا ناراحت نمیشیم .زنده باشید و پایدار
۲۳ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۰۹ مهموم یا کربلایی
سلام اخوی
عجب توفیقی داری که خادم شهدا هستی.خوش به حالت.
ممنون که دعوتم میکنی.
واقعا مطالب زیبایی داری.
اللهم ارزقنا توفیق الشهادت فی سبیلک.
یاحیدر کرار
۲۳ اسفند ۹۰ ، ۱۸:۴۷ گروهی ازمحبان
سلام
ممنون از حضورتون.
مطلب زیبایی بود.
التماس دعا
یاعلی
۲۳ اسفند ۹۰ ، ۱۹:۰۶ فرمانده عملیات
سلام همسنگر ولایی.
پیشاپیش عیدنوروز رو از طرف فرماندهی سنگر سربازان ولایت
به شما سرور ارجمند تبریک گفته و ارزو داریم زیر پرچم ولایت مستدام و پایدار باشید.
وانشاا...تمامی امت حزب ا... اللخصوص سربازان امیر قافله ی صبرو بصیرت گوش به زنگ باشیم تا بیبینم اقامون سال جدیدو باچه نامی برای امتش ترسیم خواهند کردو اطاعت امر کنیم.
فرمانده عملیات
سلام

خسته نباشید

خدا قوت

مثل همیشه عالی بود
دلم تنگ شد با این قلم زیبا...
-
آپم
خدایا این مرغ بال و پر یسته را از قفس مظالم نفس و بند شیطان رجیم آزاد کن
و در هوای عشق و محبت به او اجازه ی پرواز ده و مرحمتی کن تا بتواند به ثنا خوانی تو مشغول باشد. (شهید حسین مالکی نژاد)

به کلبه ی شهادت دعوتید
منتظر حضور

التماس دعا ...
یا علی

سلام
دلم خودش هوایی اون دیارهست .
تازه چندروزه رگشتم ام دلم نوز گیر اونجاست .
به خدا دلم خیلی تنگه این رو فقط عاشقای اونجا باورمیکنن.
یادش بخیر

ممنون از اینکه خبرم کردین
یک روز ز کوی اسمان می آید

بر اسب سپید کهکشان می آید

از بس که زمین ز بیداد پر است

با تیغ علی(ع) صاحب زمان(عج) می آید

مایه افتخاره که به خونه منم سری بزنید
ممنون از حضورتون
نوشته ی شما هم خیلی زیبا بود
التماس دعا
سلام خوبی پیشاپیش سال نو مبارک


با دو آپ در خدمتیم


اللهم عجل لولیک الفرج.
۲۵ اسفند ۹۰ ، ۰۱:۰۶ پایگاه اطلاع رسانی شهدای تیکدر
خدا قوت.
مایه افتخاره که شاهد حضورتون در وبلاگم باشم
امام خامنه ای(ارواحنا له الفداه):
"شهادت یعنی وارد شدن در حریم خلوت الهی."
بهاران رستاخیز پس از مرگ است ، و قبرستان ها مزارعی هستند که در آن ها بذر مردگان افشانده اند و جسم تا نمیرد، کجا رستاخیز پذیرد؟ شهید آوینی ...

سلام ...
به روز هستم ...
کلیک رنجه بفرمایید ...
نوشته ی زیباتون رو هم مطالعه کردم ...
خوشحال میشم به روز میکنید اطلاع بدید ...
آی شهدا دلای ما تنگه براتون
زندگی بی حضورتون ننگه برامون

شلمچه و هویزه و فکه و مجنون
از دوری شما شدیم دلخونه دلخون

یاد تموم روضه های داغ کارون یاد به صحرا رفتن تنهای مجنون

ما از دوکوهه آمدیم اینجا غریبیم
حتی ز شکوه نیمه شب هم بی نصیبیم

ما سینه زنهای اهالی الستیم
ما غصه دار روی سیلی خورده هستیم

ما نام زهراء(س) را به دست باد دادیم خواندیم و جان در تنگه مرصاد دادیم

با یاد او سینه زنان بر روی جاده بر خارها رفتیم و با پای پیاده


نثار ارواح طیبه شهدای هشت سال دفاع مقدس و انقلاب اسلامی و امام شهداء،
دید در معرض تهدید دل و دنیش را """ رفت با مرگ خود احیا کند آیینش را

رفت و حتی کسی از جبهه نیاورد به شهر """چفیه و قمقمه اش کوله و پوتینش را . . .
۲۵ اسفند ۹۰ ، ۲۲:۲۷ چله های انتظار
سلام
خدا قوت ، احسنت به مطالبتان ، ان شاء الله بتوانیم از منتظران واقعی امام زمان (عج) باشیم.
با عناوینی همچون برگه های کاربن ، بوی خوش و هر گونه محبتی را پاسخ گویید به روزم و منتظر حضورتان هستم ، در ضمن لطفاً در نظر سنجی وبلاگ هم شرکت فرمایید که نظرتان برایم خیلی مهم است .
۲۶ اسفند ۹۰ ، ۰۷:۴۹ محب الزهرا سلام الله علیها
سلام از اینکه با دوستانی چون شما که قدم در راه جهاد فرهنگی گذاشته اند آشنا می شوم خوشحالم.
با " بمباران شیمیایی حلبچه + (عکس 18+)" به روزم.
تشریف بیاورید هیئت محبان الزهرا سلام الله علیها.
خوشحال میشیم.التماس دعا
سلام ممنون از حضورت مبارز


انشاالله



اللهم عجل لولیک الفرج
۲۶ اسفند ۹۰ ، ۱۲:۴۰ سردار تنها
سلام دوست و همسنگر عزیز
یک پاور پوینت در مورد شهدا درست کردم که شامل::خاطرات و دست نوشته ها و وصیت نامه های و...شهداست. که توسط خودم تهیه دیده شده است(تولیدی وبلاگ)
جا داشت که بیشتر روش کار بشه اما نشد(به دلایلی...)
نمیشه گفت یک کار بزرگیه ولی کوچیک هم نیست چون در مورد رفقای عزیزمون شهداست
خلاصه سرتون رو درد نیارم..خواهشم اینه که بیاید دانلودش کنید و نظر بگذارید و اگر مورد لطف شما قرار گرفت لینک دانلودش رو در وبلاگتون قرار بدید تا دوستان بیشتری بتوانند استفاده کنند
(اگر صلاح دیدید تغییرش بدید و بعد در وبتون قرار بدبد)
منتظر نظرات خوبتون هستم تا خستگیش از تنمون دربره(البته فدای یه تار موی شهدای گمنام)
یا علـــــــــی(ع)
.
پ.ن::
1-یه سامانه پیامک درست کردم((جالبه))اگه تونستید عضو بشید
2-تو نظر سنجی کنار وبلاگ شرکت کنید((اگه زحمت نمیشه))
۲۶ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۲۷ عشق یعنی یه پلاک
سلام پیشاپیش عید نوروز و سال جدید رو بهتون تبریک میگم عیدتون مبارک

اگه دلتون برای زیارت حرم حضرت عباس پر میزنه حتما به وبلاگم سر بزنید.یه عیدی خوب براتون دارم
سعی‌ کن

انقدر کامل باشی‌ که بزرگترین تنبیه تـــو برای دیگران

گرفتن خـــودت از آنها باشد
.............
شهدا دست مارو هم بگیرید:((
۲۶ اسفند ۹۰ ، ۱۹:۲۱ فرمانده عملیات
سلام همسنگر خوبم.
فرشته محیطی
انسان موجودی اجتماعی است، از این رو آموزه های قرآنی دستیابی او به کمالات را در عمل اجتماعی تعریف کرده است؛ چرا که انسان حتی اگر بتواند در امور شخصی و فضیلت های فردی به تمام کمال برسد، ولی هرگز نه تنها به تمامیت کمال نخواهدرسید بلکه رستگاری واقعی را تجربه نخواهدکرد؛ زیرا تمامیت کمال در فضایل اخلاقی و رستگاری واقعی، در عمل اجتماعی است.
سلام ...
با کربلای دل ها به روز هستم...
چند تا فایل کم حجم هم گذاشتم برای دانلود...
ما رو از نظرات خودتون بی نصیب نگذارید...
یاعلی...
سلام

دوست خوب دوستیکه دیدنش تو رو یاد خدا بندازه ...

دوست من ...
بنده ی حقیر پیشاپیش تبریک عرض میکنم سال جدید رو ...

و از خداوند قادر متعال بهترینها رو هم برای خودتون و هم برای خانواده ی محترمتون خواستارم ...

خوبی که ندیدید ، اگه بدی دیدید حلالم کنید ...

انشاالله که سال جدید سال ظهور مهدی مظلوم (عجل الله تعالی) باشه و همه ی مردم جهان از ظلم ظالمان و جهل کم خردان نجات پیدا کنن ...

التماس دعا
۲۷ اسفند ۹۰ ، ۱۵:۰۸ محب مادر ( س )
سلام علیکم
الهی با خاطری خسته از اغیار و به فضل تو امیدوار ، دست از غیر تو شسته و در انتظار رحمتت نشسته ام ، بِدَهی کریمی ، ندهی حکیمی ، بخوانی شاکرم ، برانی صابرم ، الهی احوالم چنانست که میدانی و اعمالم چنین است که می بینی ، نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز ، یا ارحم الراحمین بهترین ها را در این روزهای پایانی سال برای دوستانم که از بهترین ها هستند مقدر فرما .
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم .
۲۷ اسفند ۹۰ ، ۱۵:۴۰ گروهی ازمحبان
سلام
موفق باشید
التماس دعا
یاعلی
سلام
خوبی؟!عیدت پیش پیش مبارک!
دیدی امسال منطقه چه خبر بود؟!!!؟
انگار مادر سادات حضور داشتن...
بسم رب المهدی...
بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو
بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو
بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو
هزار چشمه جوشان به دشتها جاریست
یکی روانه ی دریا نمی شود بی تو
ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم
بیا که عقده ی دل وا نمی شود بی تو
بیا،بیا گره از کار عاشقان بگشای
که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو
ܓ✿ "اللــــــــــــــــــــهم العجل لولیک الفرج ܓ"✿
با سلام و احترام
امیدآنکه سال نو سال حضور در محضر امام عصر(عج) باشد و آرزو میکنم
سایه ی حق ، سلام عشق، سعادت روح ، سلامتی تن، سرمستی بهار ، سکوت دعا و سرور جاودانه
هفت سین سفره ی آریایی تان باشه.
بزرگوار هنگام دلدادگی باخدایم در لحظه ی تحویل سال نو مراهم به خاطر آور خوبیهایتان را ارج مینهم و آرزومندم بدیهایم را به بزرگواری خویش بخشوده و حلال فرمایید.
خدا همواره یار و پشت و پناه شما و خانواده ی عزیزترینت باشد .
در پناه تنها ... خدایم .
ܓ"✿ܓ"✿ܓ"✿ پیشاپیش عید برشما مبارک ܓ"✿ܓ"✿ܓ"✿
در لحظه ی تحویل برای سلامتی و ظهور آقا و پایان سیاهی هااا دستی بر آسمان برداریم..
ܓ"✿ اللهـــــم عجل لولیک الفرج والعافیه و انصر ܓ"✿
بارخدایا! از خون ما دریائی تشکیل ده، که تمام دشمنان اسلام و بشریت را در کام خود فرو ببرند، خدایا بدنم را آنطور بگردان که فردای قیامت نزد سالار شهیدان آن پیکری که امواج تیرها بود آن بدنی که زیر سم اسبها بود شرمنده نباشم.

با مطلبی از شهید 14 ساله روحانی عباس محمد قلی زاده به روز هستم .وصیت نامه این شهید بزرگوار را می توانید در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید ...
۲۸ اسفند ۹۰ ، ۰۱:۴۸ پایگاه اطلاع رسانی شهدای تیکدر
سلام
مطلب جدید گذاشتم
وقت کردی کلیک رنجه فرمایید
به روزم
این نوای وبتون دیوونه کننده است . . . روانی میکنه آدمو
چه خوش بود که برآید به یک کرشمه دوکار
یکی ظهور امام و یکی شروع بهار
موفق باشید.
امیدوارم شهدا ما رو هم لایق شهادت بدونن.
اللهم عجل لولیک الفرج
۲۸ اسفند ۹۰ ، ۱۵:۱۵ پایگاه اطلاع رسانی شهدای تیکدر
سلام
ممنون از این که اومدی
یا علی
سلام
دستانتان را روی قلبتان بگذارید
و برای هم دعایی بخوانیم
برای خانه تکانی اول باید دلهایمان پاک شود .

پروردگارا دراین آخرین روزهای پایانی سال 90،
به خواب دوستانم آرامش
به بیداریشان آسایش
به زندگیشان نشاط
به عشقشان ثبات
به عهدو مهرشان وفا
به عمرشان عزت
به رزقشان برکت
و به وجودشان صحت
عطا بفرما.

---
---

پیشاپیش نوروزتان مبارک

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز
۲۸ اسفند ۹۰ ، ۱۶:۰۹ پایگاه اطلاع رسانی شهدای تیکدر
سلام
آپم

یا علی
پس توام حس کردیییییی...امسال حضور شهدا و مادرشون حضرت زهرا کاملا محسوس بود...
من نتونستم برم سرزمین آفتاب ...
شهدا...
شهدا ...
شهدا...
من فقط می سوزم ...
دلم گرفته از این روزها دلم تنگ است...
میان ما و رسیدن هزار فرسنگ است...
به خاطر گناه دلم هزاران فرسنگ از شما دور شده ...
منم کربلا ....
سلام عزیزم
نمی دونم والا
من که شما رو به چهره نمی شناسم خیلی خوب!
می خوای عسکت و بده ما بینیم شاید بیشناسیم هاا
ماهم چفیه مان را انداخته بودیم رو سرمون صورتممون معلوم نبود
چی بگم والا!
عیــــــــــــــــــــــدتون مبارکـــــ.
سالی پر از نام داشته باشی
سال خوبی داشته باشی
درود
ممنون
سال نو شما هم خجسته باد
با آرزوی بهترین ها برای شما
۰۲ فروردين ۹۱ ، ۲۲:۵۴ وبلاگ رسمی رحیم جبرئیلی
سال نو بر شما مبارک
پیروز و سربلند باشید
سلام اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک
باچند مطلب جدید بروزم.
اگه هم شما لوگو دارید،برام بفرستید تا بذارم توی وب.
یامهدی
۰۴ فروردين ۹۱ ، ۰۹:۳۶ فرمانده عملیات
شعر زیبایی از حافظ شیرازی درباره عید نوروز:


ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
در شگفتم که در این مدت ایام فراق
برگرفتی ز حریفان دل و دل می‌دادت
برسان بندگی دختر رز گو به درآی
که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت
سلام
تصاویر رو که می بینم دلم هوای شلمچه می کنه
انشالله به همین زودی نصیب همه بشه زیارت کربلای ایران.
موفق باشید .
بازم به سنگر خاکی من سربزنین.
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام
عیدت مبارک عزیز
سلام
ممنون از حضورتون...
یا علی مدد
سلام دوست عزیز:
مطالب جالبی بود.
وبلاگ خوب و زیبا با مطالب ارزنده ای داری.
منتظر حضور گرمت هستم.
یا علی
جریان انحرافی، وزیر اطلاعات را هم تهدید کرد
یکی از سایت های جریان انحراف در مطلبی حجت الاسلام حیدر مصلحی را فریب خورده آیت الله مصباح یزدی دانست و تصریح کرد که وی به علت خام شدن، مسیر وزارت اطلاعات را به سوی اهداف بیراهه و متوهمانه تغییر مسیر داده است.
به گزارش "سیرنیوز": این سایت همچنین با تهدید وزارت اطلاعات نوشت: «ما از همینجا وزیر اطلاعات را هشدار می دهیم اگر می خواهی همچنان به سخنان آیت الله مصباح مبنی بر فراماسون بودن و نیز بزرگ ترین خطراسلام در طول تاریخ اسلام در مورد احمدی نژاد و تیمش اعتماد و باور داشته باشی بدان حضورت دراین پست جز خسارت بر انقلاب و اجتماع حاصلی نخواهد داشت اگر نمی توانی بصیرت کافی داشته باشی که ببینی سخنان آیت الله مصباح توهماتی بیش نبوده است حتما" این پست را رها کن و بگذار انسان با بصیرت تری در این مقام قرار بگیرد و انقلاب و اجتماع را معطل خود مکن.»

این سایت همچنین وزیر اطلاعات را فردی ناشاسیت برای تصدی این پست عنوان کرده و نوشته است که اظهارات وی مبنی بر وجود جریان انحراف در دولت خود جرم بزرگی برای وی محسوب می شود.
پاسخ:
به پشه بگو باد که بیاد دیگه پشه ای نخواهد بود....جریان انحرافی کلیویی چند؟
۲۲ مرداد ۹۲ ، ۲۱:۴۹ شهید مهدی عزیزی عزیز
سلام
نمی دونم عید فطر را بهت تبریک بگم یا هفتیمن شب شهادتت را ؟


مهدی جان نمی دونم عید فطر را بهت تبریک بگم یا تقارنش با هفتمین شب شهادتت را ؟؟؟

اما می دونم که خیلی دلبرانه شهید شدی .

واقعاً مهدی جان ، چقدر قشنگ شهید شدی !

توی ماه رمضون ، شب جمعه ، با لب تشنه ، زبون روزه ،

در حال دفاع از ناموس اهل بیت ع ،

کنار عمه زینب (س) ، کنار رقیه کوچولوی سه ساله (س)

راستی لحظه شهادت ، دور از مادر و پدر ، دور از وطن ، با لب تشنه کی اومد بالای سرت ،

سرت رو پای کی بود ؟

پری شبا که شب اول قبرت بود سرت رو پای کی بود ؟

وقتی آقام حسین ع را دیدی چه حسی داشتی ؟

راستی سلام رفقات را به عمو عباس رسوندی ؟

به خانم زهرا س و مولا علی ع گفتی که هنوز بچه شیعه های با غیرت زیادند

تا از حرم دفاع کنند ؟؟

مهدی جان تو درک کردی که یا باید شهید شد و یا مرد و تو شهادت را انتخاب کردی

و با شهادت از همه ی آرزو هات سبقت گرفتی



( اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک )

ارسال ديدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">