بی رنگی

...اگر مقصد پرواز است؛ قفس ویران بهتر، پرستویی که مقصد را در کوچ می‌یابد، از ویرانی لانه‌اش نمی‌هراسد
 ا

هیچکس جز آنکه دل به خدا سپرده است، رسم دوست داشتن نمی داند...«شهید سید مرتضی آوینی»



بی رنگی

خیلی ها اهل هنر بودند
اما؛
هنر انقلاب اسلامی را،
تو با قلمت معنا کردی...

دریـــــــچــــــــه

تو عشقي و تو را عشق است

روايت كن فتح آخر را..

آويني، آواي دين بود، در دنياي دون...

او را از آستين خالي ِ دست راستش خواهي شناخت، چهره ي ريز نقش و خنده هاي دلنشينش نشانه بهتريست، مواظب باش، آن همه متواضع است، كه او را در ميان همراهانش گم ميكني، اگر كسي او را نمي شناخت، هرگز باور نمي كرد كه با فرمانده لشكر امام حسين رو به روست...

مصطفاي خوبي ها..

قلمم می هراسد، ناگاه از رفتار باز می ماند.. چون رازی در پس آن نوک سیاهش در درون دارد، حاجی نمی دانم که بگویم این تو بودی که به شهادت آبرو بخشیدی، یا شهادت بود که با تو آبرومند شد...

حاجی قلب همه بچه ها رو ربوده بود...حاجی برای بسیجیهاش بی تاب بود و بسیجیها هم برا حاجی...

روشن فدایی ولایت و عاشق نور بود نه ظلمت جهل..

كدامين سو را نظاره مي كني؟

صيادي كه صددام در پي اش بود..

ای لشکر صاحب الزمان... چه آمادگی اي داری تو !

مردان آهنین! آری؛به واقع آهنین بودند کالجبل الراسخ...


˜Ï Ìãáå åÇí ÔåíÏ Âæíäí

˜Ï Ìãáå åÇí ÔåíÏ Âæíäí

Instagram


رنگ، تعلق است و بی‌رنگی در نفی تعلقات. اگر بهار ریشه در زمستان دارد
و بذر حیات در دل برف است که پرورش می‌یابد، یعنی مرگ آغاز حیاتی دیگر است و راه حیات طیبه اخروی از قلل سپید و پربرف پیری می‌گذرد. «موتوا قبل ان تموتوا» یعنی منتظر منشین که مرگت در رسد؛ مرگ را دریاب؛ پیر شو پیش از آنکه پیر شوی،
و پیری بی‌رنگی است.
***
مــا، اهل ولایــت هستیم
و همه چیـزمان؛ در گـرو ِهمیـن
اهلیت است.
«شهید سیّد مرتضی آوینی»


تـو می آیی
شهیـدان نیز بـاز می گردند،
و آویـنـی روایــت می کند؛
فـتـح نـهـایـی را..

حـــديـــث هــفـــتــه

امام على علیه السلام فرمودند:

اَلْمُؤْمِنُ حَيىٌّ غَنىُّ مُوقِرٌ تَقىٌّ؛

«مؤمن، با حيا، بى ‏نياز، با وقار و پرهيزگار است.»

[عیون الحکم و المواعظ(لیثی) ص 55 ، ح 1425]


«آرشيو احاديث»

مـعــرفــی کــتــاب

نام اثر: یک لیوان شطح داغ

نویسندهاحمد عزیزی

ناشر: نیستان

چاپ: چاپ سوم، 1388

تعداد صفحات: 462

◊ ◊ ◊

احمد عزیزی را بی‌شک می‌توان پایه‌گذار شیوه ادبی شطح‌نویسی در تاریخ معاصر ایران دانست. گونه‌ای از نثر که بسیار از نثرادبی غنی‌تر است. چه از حیث محتوا و چه از حیث زبان. در این گونه عزیزی تمام جملاتش را با استعاره و توصیف و تشبیه آذین بسته و به سختی می‌توان جمله‌ای ساده را در این ادبیات یافت. از دیگر ویژگی‌های این نثر دایره واژگانی وسیع و از آن مهمتر عبارت‌سازی نویسنده است. عزیزی به ترکیبات موجود بسنده نمی‌کند و دست به ترکیب‌سازی‌های شگفت می‌زند. یک لیوان شطح داغ همه شطحیات احمد عزیزی است.

نمونه‌ای از این شطحیات چنین است: 

اگر به نیل‌وارگی چشمانم باور نمی‌کنی، گلنار! به ریگ‌رسانی دستانم بنگر، غربت‌شمار صحاری سرگردانیست | به گل‌های آفتم نگاه کن، به باغ آبسالی اندوهم | و قفس‌خوانی پرنده‌وار مرا به شلیک آواز شقایق‌وشت بگیر | مرا در کجاوه‌های قدیم چشمانت بگذار تا انگشت‌نگاری آهم را بر گواهی‌نامه آیینه‌های نگاهت تماشا کنم | شرقی‌چشما! هجوم مهرگانی پاییز جهانی، بر رستنگاه شکوفه‌بار ما نابرابر است، مگر اعجاز آسمانی چشمک‌هایت مسیر خورشیدی اهرام را برگرداند...


«آرشيو معرفي كتاب»

این قافله عزم کرب و بلا دارد...

سه شنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۲، ۱۱:۵۳ ب.ظ

در لحظات میلاد درک و فهم و تعمق و در حلول دقایق رستاخیز. مگر نه که عمری شنیده بودیم طلب، اول منزل حرکت است از خویشتن فانی به آن ذات اقدس باقیِ بی مانند؟ مگرنه که عمری استغاثه کرده بودیم تا دوری و جداییمان از نیستان وجود پایان یابد؟ مگر نه که عمری زمزمه کرده بودیم «الهی اقمنی فی اهل ولایتک مقام من رجا الزیاده من محبتک»؟ مگر نه که از خاک خسته شده بودیم و دلمان هوای جایی داشت که به یاد نمی آوردیم کجاست اما خوب می دانستیم زمانی آنجایی بودیم و خواب و خور و غفلت به نسیانمان کشاند تا بدانجا که فراموشش کردیم؟

 مگر نه که شیون کرده بودیم «إلهی کَسری لا یجبُرُهُ إلا لطفُک و حنانک...؟» مگر نه که از خویش و غیره دل گسسته و دلشکسته و دل بریده بودیم؟ مگر نه که روزمرّگیها فرسوده کرده بود روح مضطرّمان را؟ مگر نه که دلمان هوایِ آتشی را داشت که در تاریکی و ظلمات و سکوت و یخبندان، از دور به چشممان بیاید و پیش برویم و بارقه هایِ «إنّی أناالله» روشن و گرم و آراممان کند؟ مگر نه که فرعون جانمان طغیان کرده بود و ادعایِ إنااللهی میکرد؟ مگرنه که دلمان موسایی می خواست، که به این دوران سیاه و تاریک فرعونیت نفسمان پایان دهد؟

به امید همین یک بیت شعر پا در طریق نهادیم که: «و پای به راه در نه و هیچ مپرس/او خود راه بگویدت که چون باید رفت» پا در طریق نهادیم... درحالی که میان دو حسّ متناقض گرفتاریم که «ولیتنی علمت أمِن أهلِ السعاده جعلتنی و بقربک و جوارک خصصتنی فتقرّ بذلک عینی و تطمئن له نفسی» «ء أقطع رجائی منک و قد اولیتنی ما لم اسئله من فضلک...» و تشویش رد یا قبول شدن داریم...

آنچه دلمان را آرام میکند، نگاه مهربان میزبانانمان است که دعوتمان کرده اند. اگر چه ندیده عاشق این میزبانها شده ایم اما انگار میشناسیمشان. تو گویی سالها با تک تکشان زندگی کرده ایم و چون اکسیژن، نفس نفس استنشاقشان کرده ایم. می دانیم خاک همین خاکی است که می شناسیم اما جذبه قدرتمندی دارند که در سرّش مانده ایم. و دنیا در سرّش مانده است و آنچه جذبه قدرتمند ما را به شتاب به خویش می خواند. لحظات، لحظات عجیبی است؛ اتفاقات بزرگی در شرف وقوع است که نمی فهمیمشان.

فرهنگ اصطلاحات عاشورایی را از دایرة المعارف بی مثل و مانند شهید سیّد مرتضی آوینی می جوییم تا بلکه قدری بفهمیم، اما یک مترجم نیاز است تا به باطن واژگان ثقیل سید پی ببریم و ضعف و حقارتمان در درک عاشورا بزرگتر و بیشتر میشود...

ما را راهی به آن درک نیست، تنها همین دلخوشمان میکند که دعوت شده ایم؛ دعوتی پنهان و ناگهان در ناگهان! شانه هایمان سنگینی باری بسیار ثقیل را بر خویش احساس میکند و از سویی شوقی زائد الوصف امانمان را می برد. 

عطش، آتش می زند این جانِ خسته را...

جامها همه خالی است و ساقی که خود پرده دار و صاحبخانه است، عطش بر عطشمان میریزد و سوزمان را می افزاید. ایستاده بر بالای بلندای درک و فهم و ما این پایین در سعی بین صفا و مروه رسیدن و یافتن...

*م.آشنا

حـاشیـ ـه؛

+مشغول کتاب خواندن هستی که زنگ میزنند و می گویند:

- سلام...

تاریخ سفر تغییر کرد.

ساکت را ببند، فردا عصر عازم دیار شهداییم.

به همین سادگی!

+دعاگو و نائب الزیاره دوستان خواهیم بود، ان شاءالله...

بیـ... رنگـ... :

مکه برای شما، فکه برای من؛
بالی نمیخواهم،
این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند.

"شهید سید مرتضی آوینی"

ديدگاه ها  (۱۰۰)

مگر این که خود دستی بر آورد و ما را از جاذبه ِ این خاک
که بر آن پا بست شده ایم بیرون بکشد
.
.
"ای شمس آبی دل ِ من !
کاش مرا نیز در منظومه خویش می پذیرفتی و می کشاندی
و با خود می بردی ..."
« شهید سیدمرتضی آوینی »
واقعا زیبا نوشتی.عالی بود
انشاا... شهدا دعوتمون کنن و دعا دعا
موفق باشی
التماس دعا
یا حق
سلاااااااااااام
خدا قوت
خیلی قشنگ بود
التماس دعا
۲۹ بهمن ۹۰ ، ۱۶:۴۵ علیرضا محمدی
عجبا!!! احرام بسته ام و به دور خویش می چرخم ...

راه آسمان از کدامین طرف است ؟
سلام....
ممنونم..............
بخدا شهدا دعوتم نکنن دیوونه میشم....
برم بمیرم بهتره اگه دعوت نشم...
دلم دوباره بردین غروب شلمچه......
ببار ای بارون ببار....
گمنام 18ساله....
وای
وای
یاعلی مددی
دعایم کن
یادش بخیر اردوی راهیان نور رفته بودیم!
۲۹ بهمن ۹۰ ، ۱۸:۰۹ سوهان روح-فدائی
سلام همسنگری
دست مریزاد عالی بود
یاعلی
وای که دوباره تشنه ی شلمچه شدم ..............
سلام و علیکم

عشق مرا می برد از خانه به میدانها

گر که شدم عازم این دشت و بیابانها

شب مــرا سحر کند مشعـل قــرآنها

زمـــزمــه لبــم بــود نغمــه وجــــدانها

طالب نوریم و سحر نشانیم

رهــــرو آئیـن، رزم آورانیم
۲۹ بهمن ۹۰ ، ۱۹:۱۳ بیقرار شهادت
سلام
بسیار عالی دل هوایی می شود
۲۹ بهمن ۹۰ ، ۱۹:۲۴ رهجوی ولایت
سلام
اللهم الرزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک
پست قشنگی بود ولی به نظر من اگه ساده تر و روان تر بود بهتر بود(انتقاد!!)
خیلی دوست دارم یه اردوی راهیان نور برم خدا قسمت کنه
ممنون از حضورتون شما هم با افتخار لینک شدید.
یامهدی
قشنگ بود...حس می کنم این عکس پست هات و یه بار تو یه پست قبلا گذاشتی.
فکه و مکه...واج های شبیه بهمشان از رابطه ی محکمشان خبر می دهد...
۲۹ بهمن ۹۰ ، ۲۰:۱۲ سرالاسرار
غایت خلقت جهان، پرورش انسانهایی است که در برابر شدائد

بر هر چه شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند.

شهید سید مرتضی آوینی
.
با افتخار لینک شدین...
التماس دعا
۲۹ بهمن ۹۰ ، ۲۰:۵۹ فدایی ولایت
سلام دوست خوبم

سنگر، پلاک، اسلحه، پوتین پای او
پیچیده در تمام دوکوهه صدای او
سجاده ای به رنگ افق-رنگ لاله ها
پهن است روبروی شهادت برای او
تسبیح، عطر جبهه و سربند یا حسین
اشک، استغاثه، ندبه، دل باصفای او
تکبیر، شور و حال شهادت،خدا، بهشت
میشد خلاصه نام وفا در وفای او
عاشقتر از همیشه به پرواز بی غرور
ترکش، گلوله، سینه بی ادعای او
پل شد جلوتر از همه سردار خط شکن
خون، شوق آسمانی و حالا عزای او
ناباورانه میرود از ذهن لحظه ها
تنگ است و بی قرار دلم در هوای او

مسعود بیانی فر
۲۹ بهمن ۹۰ ، ۲۱:۲۷ محب المهدی(عج)
سلام
با توجه به ردپای صهیونیست ها در بازی های رایانه ای چه باید کرد؟
سلام.
خیلی زیبا نوشته بودی.
ممنون که خبرم کردی.
۲۹ بهمن ۹۰ ، ۲۱:۵۷ من یک مسلمانم
آن روزها دروازه شهادت را داشتیم ولی امروز معبری تنگ باز هم فرصت هست دل را باید صاف کرد
فرهنگ اصطلاحات عاشورایی را از دایره المعارف بی مثل و مانند سیّد مرتضی آوینی می جوییم تا بلکه قدری بفهمیم اما یک مترجم نیاز است تا به باطن واژگان ثقیل سید پی ببریم و ضعف و حقارتمان در درک عاشورا بزرگتر و بیشتر میشود...استادمون عاشق شده بود کاش ماهم عاشق بشیم.
سلام بر تو که حرف دل میزنی همسنگر
وای خدا اگه توفیق پیدا نکنم وای دیوونه میشم خدا
دعا کن
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام بر آن دل های پاک بی زنگار
سلام بر آن قلب های سرخ عاشق
سلام بر آن چشم های مرطوب
سلام بر آن ارواح مهربان
سلام بر آن وجودهای خدایی شده
سلام بر آن اشک های جاری
سلام بر آن نواهای دلنشین
سلام بر آن ناله های آتشین
سلام بر آن خون های داغ
سلام بر آن نفس های تهذیب شده
سلام بر آن تن های بی سر و سرهای بی چشم
سلام بر آن دست ها و پاهای جدا از پیکر
سلام بر آن عشق های آسمانی
سلام بر آن بال های بهشتی
سلام بر آن کشتگان حق
سلام بر آن پروانه های سوخته
و آن شمع های آب شده
سلام ، سلام ، سلام بر شهدا

دستت درد نکنه .انشاءالله با شهدا محشورشوی و شویم.
سلام

با "ملاک های انتخاب اصلح از دیدگاه مقام معظم رهبری" آپم
تشریف بیاورید%

یا علی
سلام بزرگوار
ممنون از حضورتون
خدایا به حق پیغمبر و آل پیغمبر سایه این بزرگمرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیة الله معظم خامنه ای عزیز را مستدام بدار .

الهی آمین، الهی آمین، الهی آمین به عدد کلماتت آمین."

سلام رزمنده جنگ نرم
با پست جدیدی درباره ی رهبر عزیزمان به روز هستم .تشریف بیاورید خوشحال می شوم .
در ضمن اگر زحمتی نیست در قسمت خبرنامه وبلاگ ثبت نام کنید تا ان شاءالله از طریق ایمیل اطلاع رسانی بهتری داشته باشم .البته در قسمت نام ،نام وبلاگتون رو درج کنید .با تشکر فراوان ...
سلام
بسیار سپاسگزارم از اطلاع رسانیتون .
واقعا عالی ،زیبا و دلنشین بود .
کامل مطالعه کردم .
خیلی لذت بردم .
خدا به شما جزای خیر بده ...
۳۰ بهمن ۹۰ ، ۱۳:۰۰ فرمانده عملیات
سلام همسنگر.
ممنون از حضور گرمتون
موفق باشید.
فرمانده عملیات
دنیا برای دنیا پرستان،
بیت الاحزان برای من،
و ...


سلام خیلی خوب بود
دعا کنید برای ما
ما که نمی تونیم بریم امسال قطعه ای از بهشت ...
من الغریب الی الحبیب
۳۰ بهمن ۹۰ ، ۱۷:۲۱ نقطه چین تا خدا
سلام دوست عزیز
عالی بود.
دلم رفت پیش شهدا.
پا برجاباشید.
یا علی
۳۰ بهمن ۹۰ ، ۱۹:۰۸ سلمان آنلاین
در وبلاگ سلمان آنلاین بخوانید:


کینه های شتری...

http://salmanonline313.blogfa.com/post-190.aspx
۳۰ بهمن ۹۰ ، ۲۱:۴۴ عشق یعنی یه پلاک
شلمچه موقع غروب خیلی قشنگ میشه مثل جمکران

آپم منتظرتون
سلام
خیلی چنگ میزد به دل
باورت میشه منم دارم میرم جنوب خیلی خوشحالم که اجازه دادن واسه زیارتشون دمشون گرم که هنوز مارو فراموش نکردن
یاعلی
چقدر قشنگ بود کامنتت!!!!
عمق کامنت رو؟!آره فوق العاده بود
سلام همسنگر
خدا قوت.
با موضوعی به نام چرا منافقین آپم
خوشحال میشم بیایی و نظرتو بگی ممنونم
یازهرا
عاشــــــــق خدا محبوب مردم است .

ولی عاشــــــــق مردم معلوم نیست محبوب مردم

باشد .

ای کاش قبل از اینکه عاشــــــــق دیگران شویم

عاشــــــــق خدا شویم .
۰۱ اسفند ۹۰ ، ۱۰:۲۱ امام را دعا کنید
شلمچه بوی چادر خاکی میدهد....
سلام دوست من
ممنونم بخاطر لطفت و معذرت میخام بخاطر تاخیر

کهف الشهدا رفتی ؟؟
چند تا تصویرم از اون بذار ...
به خدا ، خیلی خسته شدم از این روزگار لعنتی
تنها جایی که آرومم میکنه همونجاهاست
هر وقت رفتم مناطق ، جسمم برگشته به خونه و روحم همونجا مونده ، حالا چجوری 365 روز صبر کنم تا دوباره سر سالی برم اونجا ، نمیدونم ...
درد دلم رو هم نمیتونم به کسی بگم بجز خدا و آقا ...

یه مرهم واسه دلم سراغ نداری ؟

داغونم ، داغون ..........

ای کاش منو هم راه میدادن تو جمعشون ... ولی من گنهکار حقیر کجا و شهدا کجا ...
واسم دعا کن ...
«یک نفر را مثل آقاى خامنه‌ای پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم.» امام خمینى «قدس سره»

سلام .ممنون از نظر بسیار زیبا و حضورتون ...
کجایند مردان بی ادعا ....
سلام بر آن قلب های سرخ عاشق
سلام بر آن چشم های مرطوب
سلام بر آن ارواح مهربان
سلام بر آن وجودهای خدایی شده
سلام بر آن اشک های جاری
سلام بر آن نواهای دلنشین
سلام بر آن ناله های آتشین
سلام بر آن خون های داغ
سلام بر آن نفس های تهذیب شده
سلام بر آن تن های بی سر و سرهای بی چشم
سلام بر آن دست ها و پاهای جدا از پیکر
سلام بر آن عشق های آسمانی
سلام بر آن بال های بهشتی
سلام بر آن کشتگان حق
سلام بر آن پروانه های سوخته
و آن شمع های آب شده
سلام ، سلام ، سلام بر شهدا
نماینده باید متدیّن باشد؛ انسانهاى متدیّن مى‌توانند مورد اعتماد قرار گیرند. نماینده باید انقلابى باشد؛ روحیه و نشاط و امید و قوّت و روحیه‌ى انقلابى در او وجود داشته باشد تا بتواند راههایى را که به نظر بن‌بست مى‌رسد، بشکافد و پیش برود. نماینده باید خدوم، امتحان داده، با کفایت، برنامه‌دار، خوشنام و جوانگرا باشد و به جوانان اعتقاد داشته باشد. چنین افرادى در هر جاى کشور حضور دارند، باید خود را موظّف بدانند و بروند نامزد شوند.

سلام دوباره خدمت شما دوست بزرگوار هر روز با ویژه انتخابات به روزم با پوسترهای جدید میتونید برای یاری در امر انتخابات آنها را نشر بدید
آبجی
ممنونم بابت اون راهنماییتون و در ضمن اون کلیپه رو هم دیدم
خداییش زبونم قاصره ...
سلام علی آل یاسین
۰۲ اسفند ۹۰ ، ۱۳:۵۳ یاس دردمند
مکه برای شما،
فکه برای من؛
بالی نمیخواهم،
این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند...

عالی بود
بی رنگی اسم متفاوت وجالبی هست
سلام دوست خوبم . ببخش من یکم دیر یا بهتره بگم زیادی دیر اومدم ... شرمنده .
بسیار زیبا بود... اجرتان با الله ... همان خدای آسمانهاا...
خوشا به سعادت شما و همه ی بندگان خوب و با ایمان که خدا قسمتشون میکنه و میرن سرزمینهای نور رو میبینن ... تو رو به صاحبمون قسم میدم برام دعااا کن ... دعا کن قسمت بشه منه گنه کار و رو سیاه هم به این مناطق برم و خودم رو تو آب زلال عاشقی و دلتنگی شستشو بدم تا بلکه بتونم قلب و روح آلوده و ... پاک کنم...

چقدر زیبا توصیف فرمودید ..و به جا سخن شهیدپرآوازه سید مرتضی آوینی رو آوردید..
.." مکه برای شما،
فکه برای من؛
بالی نمیخواهم،
این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند... " ....
سرافرازم میکنید اگر کلیک رنجه بفرمایید و در تارنمای این حقیر از نظرات و پیشنهادات گرانبهاتون مستفیذم کنید ..
اللهم عجل لولــــــــــــــــــــــــیک الفرج والعافیه و انصر....
در پناه یگانه معبود عالم...
سلام
عالی می نویسید اگر قلم خودتان است.
خوش به حالتان که خوب می فهمید و می شناسید منابع خوبی را.
کاش یاد بگیرم من هم....
سلام
در ماه آخر از سال "جهاد اقتصادی" قرار گرفته ایم.به راستی "جهاد" چیست؟
تحقیقی در این مورد انجام داده ام و به نتایج جالبی رسیده ام.
هم اینک منتظر حضور سبزتان هستم.
از قبل از بابت طولانی بودن متن پوزش می خواهم.
حتما سر بزنید...
یاعلی
آنچه دلمان را آرام میکند، نگاه مهربان میزبانانمان است که دعوتمان کرده اند....
.
.
ای کاش امسال منو هم دعوت کنن دلم تنگه برا جنوب

...................
بازم زیبا بود قلمتون
خدا قوت
۰۲ اسفند ۹۰ ، ۲۳:۴۹ مصباح الهدی
سلام
بسیار زیبا نوشتید و با عکسهای زیبایی همراه شده بود ...
دلمان را آسمانی کردید
خدا پشت و پناه دل آسمانیتان...
بدی کردیم ، خوبی یادمان رفت
ز دلها ، لایروبی یادمان رفت


به ویلایِ شمالی خو گرفتیم
شهیدانِ جنوبی یادمان رفت ...
دوستان شرمنده دیر جواب دادم
الهم الرزقنا شهادت فی سبیلک
ملتمس دعایم
شاید تقصیر ما نیست که نمی توانیم روی حرف هایمان٬ احساساتمان و عقایدمان بایستیم.زیرا ما بر روی زمینی زندگی میکنیم که روزی یکبار خودش را دور می زند...
"شهادت یعنی وارد شدن در حریم خلوت الهی"
امام خامنه ای (ارواحنا له الفداه)
گفتم سلامی عرض کرده باشم نگید فلانی بی وفاست ...
باعرض سلام و احترام خدمت شما دوست عزیز وگرامی فعال در عرصه فضای مجازی.

وبلاگ زیبا و پرمحتوایی دارید...همیشه پایدار و موفق باشید

خوشحال میشم قدم رنجه نموده و از وب بنده نیز دیدن نمایید و نظر سازنده خود را بیان کنید.
از خداوند متعال بهترین ها رو واستون آرزومندم.
در صورت صلاح دید منت گذاشته و لینک آدرس یا لوگو ما رو در وب زیبایتان قرار دهید.
وبه ما اطلاع دهید با چه نامی لینکتان کنم
کد لوگو راه رضوان


منتظر حضورتان هستم.
اجرتان نزد خدا
با کمال احترام.
تبریک؟؟؟؟؟؟
۰۴ اسفند ۹۰ ، ۱۷:۰۵ یا ابالفضل
سلام مومن
وبلاگ خیلی با معنویتی داری
دلم باز هوای شلمچه و طلائیه کرد
هوای اون صفا و معنویت و بوی شهدا که سرمستم میکرد
خدایا کنار تربت شهدا دعوتم نما
۰۴ اسفند ۹۰ ، ۱۹:۳۷ سوهان روح-فدائی
سلام
فقط از روی دلتنگی میتونم بگم واسه هم دعا کنیم تا قسمتمون بشه
ممنون عالی بود
یاعلی
۰۴ اسفند ۹۰ ، ۲۲:۴۰ •*.ღ.•* بسیجی گمنام•*.ღ.•*
سلام دوست عزیزم
با چند عکس از کربلای ایران بروزم
خوشحال میشم نظرتون رو بفرمایید
منتظرم
التماس دعا
خدایا پاک کن خاک کن
۰۵ اسفند ۹۰ ، ۱۵:۴۷ فرمانده عملیات
سلام همسنگر.
اجرتون با سیدالشهدا
سلام دوست عزیز وب سایت زیبایی دارید.
خوشحال میشم بهم سر بزنید.
اگه با تبادل لینک موافقی منو با نام (دانلود کلیپ شهدا ) لینک کن بعد بهم خبر بده تا لینکت کنم .
به امید دیدار دوباره
سلام.
وب خوب وعالی دارین
موفق باشین .
میتونم لینکتون کنم با چه نامی ؟
امیدوارم همیشه موفق وموید باشین.
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام وب زیبایی دارید خوشحال میشم به من هم سر بزنید و راهنمایی بفرمائید .
سلام
وب خوبی دارین .
در صورت تمایل به تبادل لینک خبرم کنین.

اگه خدا بخواد فردا عازم دیار شهداییم
التماس دعا.
سلام شما هم لینک شدید باتشکر.
التماس دعا
۱۲ اسفند ۹۰ ، ۲۰:۱۸ سربازسیدالشهدا
سلام
خداقوت...
مطلبتون عالییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی بود!!!!!
با نوشتتون وجودم رو به درد آوردین و داغ دلمو بخاطر بی نصیبی ازرفتن به دیار شهیدان تازه کردین!!

عاجزانه التماس دعا...یاحق
..............................................
در باغ شهادت باز باز است...
خوشابحالتان...
زائر و خادم شهدا التماس دعا...
بشکند دستی که جامش زهر کرد
عاقبت ما را اسیر شهر کرد
سلام
خوش به سعادتتون
التماس دعا
سلام سیده بانو
خوشبحالتون. بالاخره رفتنی شدید.
کاش منم مثل شما خادم الشهدا میشدم.....خیلی برام دعا کنید خواهر.
دلتنگتون میشم، زود بیاید ...!
التماس دعا خیلی..
یاعلی
۱۴ اسفند ۹۲ ، ۱۰:۵۵ سراجا منیرا
التماس دعای حرفه ای ...
سلام
خوش بسعادتتون .. تا حالا نرفتم.. سلام منو برسونید
خیلی التماس دعا ..
سلام
گاهی اوقات باید انتقاد از متن را نادیده گرفت و دل داد به صاحب متن، شاید در دورترین مکان ها، همان مکانهایی که اولیای الهی به کعبه ترجیهش دادند، به ودیعه سپارند...

خوشا به سعادتتان.

التماس دعا
۱۴ اسفند ۹۲ ، ۱۴:۵۳ پرستوی مهاجر
سلام خوبید؟؟
قالبتون خیلی زیباست
خدا خیر بده

۱۴ اسفند ۹۲ ، ۱۴:۵۹ علی اکبر مجنون الحسین جان
بسم رب الودود
سلام وادب محضر شما گرامییان ؛ هدیه ی ققنوس کربلا

این شعر از امام قدس الله نفس زکیه است؛
امیدوارم مورد قبول ساحت قدسی پروردگار عالم
و حضرات معصومین روحنافدا و
هدیه قابلی باشد به احوالات روزگارانمان ان شاالله

در دلـــــــم بــــــــود که آدم شوم؛ امّا نشدم
بــــى‏ خبر از همه عالم شوم؛ امّا نشدم
بـــــــر درِ پیــــــرِ خــــــرابــــات نهم روى نیاز
تا بــه این طایفه محرم شوم؛ امّا نشدم
هجرت از خویش کنم، خانه به محبوب دهم
تا بـــه اسمـــــاء معلّم شوم؛ امّا نشدم
از کف دوست بنوشم همه شب باده عشق
رستــــه از کوثر و زمزم شوم؛ امّا نشدم
فــــــــــارغ از خـویشتن و واله رخسار حبیب
همچنــــان روح مجسم شوم؛ امّا نشدم
سر و پا گوش شوم، پاى به سر هوش شوم
کـــــز دَم گرم تو مُلهَم شوم؛ امّا نشدم
از صفــــــا راه بیابــــــم به ســــــــوى دار فنا
در وفــــا یــــــار مسلّم شوم؛ امّا نشدم
خواستم بر کنم از کعبه دل، هر چه بت است
 تــــا بــــرِ دوست مکرّم شوم؛ امّا نشدم
آرزوهــــا همـــــه در گور شد اى نفس خبیث
در دلــــم بــــود کـه آدم شوم؛ امّا نشدم
وفرمایش زیبا از ؛دانشمند بزرگوار ؛ حضرت آیت الله فاطمی نیا حفظه الله که
 می فرمودند:
غفیله شو می خونه، عمره شو می ره، جاتون خالی عمره بودیم، بعد صحبت عِرض (آبروی) مردم که شد، خیلی راحت، فلان کس هم دخترش طلاق گرفت، چرا؟ حالا بماند! آی خدا انصافت بده، بماند یعنی هزار تا تهمت!، یا نگو یا اگه میگی درست بگو. آخه تو مسلمونی؟! غفیله خوندی؟! عمره رفتی؟! ... دیدی در دکونشو بستن؟ میگه چرا؟ والا می گن گرانفروشی بوده، ولی حالا خدا بنده شو ناظره! چه می دونم والا! بعد می خوایم بشیم زبدة العارفین، عمدة المکاشفین، نه تنها که نمی شیم، درجا می زنیم و به هیچ جا نمی رسیم.
التماس دعای عهد وفرج مولایمان ان شاالله .... لبیک یا حسین جان...لک لبیک..
۱۴ اسفند ۹۲ ، ۱۶:۵۲ محمدصادق برجیان

طلائیه، تو طلای ناب داری/ به زیر خاک خود، مهتاب داری/ طلائیه، ای نگین خفته در خون/ تویی منزلگه مردان مجنون

 

خدا قوت، اولش فکر کردم این نوشته از قلم شهید آوینی است!

ما که قسمتمون نشده بریم، دعامون کنید.

۱۴ اسفند ۹۲ ، ۱۸:۴۱ ₪بنـت الهـدی₪
خداحافظت رَفیــــــــق
تلاشتان مستمر اخوی
احسنت
۱۵ اسفند ۹۲ ، ۱۲:۱۸ تـُــرکــِــ گــَــنـدابـی
سلام
به روزیم با دو مطلب
منتظر حضور شما هستیم...!
سلام خداقوت مطالبت حرف نداشت
به ما هم سربزن
من الله توفیق
ما رو یادت نره ها آجی
۱۵ اسفند ۹۲ ، ۲۰:۲۲ خانومـِ میمـ
خوش به سعادتت بانو جان!
التماس دعا
شهید آوینی....

اما ای دل نیک بنگر که زبان رمز چه رازی با تو باز گو ید : (کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا ) یعنی اگر چه قبله در کعبه است اما : (فا ینما تولو فثم وجه الله) پس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آورده اید ، یعنی هر کجا که پیکر صد پاره تو بر زمین افتد آنجا کربلا است نه به اعتبار لفظ و استعاره که در حقیقت هر گاه که علم قیام تو بلند شود عاشورا است ، باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره ...
۱۶ اسفند ۹۲ ، ۱۲:۲۱ محمدصادق برجیان

یا این دل شکسته ی ما را صبور کن
یا لا أقل به خاطر زینب ظهور کن


دیگر بتاب از افق مکه، ماه من!
این جاده های شب زده را غرق نور کن


با ذوالفقار حضرت مولا، بیا و بعد
دلهای شیعه را پرِ حسّ غرور کن


با کوله بار غربت و اندوه خود بیا
از کوچه های سینه زنی مان عبور کن


امشب بیا که روضه بخوانی برایمان
امشب بساط گریة ما را تو جور کن


یا چند صفحه مقتل کرب و بلا بخوان
یا خاطرات عمه تان را مرور کن


هم از وفای ساقی لب تشنگان بگو
هم یادی از مصیبتِ سرخ تنور کن
.
.
.
"یوسف رحیمی"

سلام علیکم
به روزم تشریف بیارید. یاعلی
http://peida-va-penhan.blogfa.com/
ببخشید چطوری میشه آهنگ وبتون رو دانلود کرد؟؟
پاسخ:
سلام و رحمة الله
نوای وبلاگ را میتوانید از قسمت "نوا- نوای ایام فاطمیه- حاج میثم مطیعی" دانلود بفرمایید.
خوش بسعادتتون..
: (
۱۶ اسفند ۹۲ ، ۲۰:۱۹ خادم الشهدا(میشداغ)

سلام
خدا قوت....[گل]

با عنوان "کاپیتولاسیون به شیوه ای جدید" به روزم...
یا علــــــــــــی

سلام.
با مداحی فاطمیه به روزیم.
..........................
صفحه ختم قرآن هم در وبلاگ ما افتتاح شد.
هر کس اهلشه بسم الله...
..........................
التماس دعا
سلام
التماس دعا ...
۱۷ اسفند ۹۲ ، ۱۵:۰۴ محمد کیوان

هــوالمُـقیت

 

خداشناس ترین مردم پُر درخواست ترین آنها از خداست

کسی که خدای سبحان را می شناسد،شایسته است دلش از بیم و امید به او خالی نباشد

*مــولا علــــی (ع)*

۱۷ اسفند ۹۲ ، ۱۷:۲۹ آشیــــــان
 سلام
اعتراف به حقیقتی شیرین: مـــا مجهـــز به ســـلاح هســـته ای هستیـــم!
برای خواندن این پست چند دقیقه ای وقت بگذارید.
یا زینب (س)
۱۸ اسفند ۹۲ ، ۱۹:۵۴ علی اکبر مجنون الحسین جان
بسم رب الحی ارواحناله لک الفدا

هدیه ی ققنوس کربلا به شما بزرگوار گرامی

ان شاالله در زندگی مان چراغ راهی باشد تا از مولایمان اباصالح المهدی ارواحناله لک الفدا جا نمانیم....
امام و مولایم محمد ابن علی باقر العلوم ارواحناله لک الفدا فرمودند:
اگر در قبال تو ستم کردند! تو ستم نکن!
___________________________________

نماز بدون وضوی شیخ هادی

یکی از استادان دانشگاه امام صادق(ع) در یادداشتی، ماجرای تکان‌دهنده و عبرت‌آموزی را به تحریر درآورد، که تقدیم می‌شود:
حدود 20 سال پیش منزل ما خیابان 17 شهریور بود و ما برای نماز خواندن و مراسم عزاداری و جشن‌های مذهبی به مسجدی که نزدیک منزلمان بود می رفتیم. پیش‌نماز مسجد، حاج آقایی بود به‌نام شیخ هادی که امور مسجد از قبیل نماز جماعت، مراسم شب‌های قدر، نماز عید و جشن نیمه شعبان را برگزار می‌کرد. اگر کسی می‌خواست دخترش را شوهر بدهد و یا برای پسرش زن بگیرد با شیخ هادی مشورت می‌کرد و در آخر هم شیخ خطبه عقد را جاری می‌کرد. اگر کسی در محله فوت می‌کرد شیخ هادی برای او نماز میت می‌خواند و کارهای بسیار دیگر ... .
یک روز من برای خواندن نماز مغرب و عشاء راهی مسجد شدم و برای گرفتن وضو به طبقه پائین که وضوخانه در آنجا واقع بود رفتم. منتظر خالی شدن دستشویی بودم که در این حین، درِ یکی از دستشویی‌ها باز شد و شیخ هادی از آن بیرون آمد. با هم سلام و علیک کردیم و شیخ بدون اینکه وضو بگیرد دستشویی را ترک کرد! من که بسیار تعجب کرده بودم به دنبال شیخ راهی شدم که ببینم کجا وضو می‌گیرد و با کمال شگفتی دیدم شیخ هادی بدون گرفتن وضو وارد محراب شد و یکسره بعد از خواندن اذان و اقامه نماز را شروع کرد و مردم هم به شیخ اقتداء کردند! من که کاملاً گیج شده بودم سریعاً به حاج علی که سال‌های زیادی با هم همسایه بودیم، گفتم: حاجی! شیخ هادی وضو ندارد، خودم دیدم از دستشویی آمد بیرون ولی وضو نگرفت. حاج علی که به من اعتماد کامل داشت با تعجب گفت خیلی خوب فردا می‌خوانم.
این ماجرا بین متدینین پیچید، من و دوستانم برای رضای خدا، همه را از وضو نداشتن شیخ هادی آگاه کردیم و مأمومین کم‌کم از دور شیخ متفرّق شدند تا جایی‌که بعد از چند روز خانواده او هم فهمیدند. زن شیخ قهر کرد و به خانه پدرش رفت، بچه‌های شیخ هم برای این آبروریزی، پدر را ترک کردند. دیگر همه جا صحبت از مشکوک بودن شیخ هادی بود؛ آیا اصلاً مسلمان است؟! آیا جاسوس است؟! و آیا ... .
شیخ بعد از مدتی محله ما را ترک کرد و دیگر خبری از او نبود. ما هم به‌همراه دوستان و متدینین خوشحال از این پیروزی، در پوست خود نمی‌گنجیدیم. بعد از مدتی از حوزه علمیه یک طلبه جوان [به مسجد] فرستادند و اوضاع به حالت عادی برگشت.
بعد از دو سال از این ماجرا، من به اتفاق همسرم به عمره مشرف شدیم. در مکه به‌خاطر آب و هوای آلوده بیمار شدم. بعد از بازگشت به پزشک مراجعه کردم و دکتر پس از معاینه مقداری قرص و آمپول برایم تجویز کرد. روز بعد وقتی می‌خواستم برای نماز به مسجد بروم، تصمیم گرفتم قبل از آن به درمانگاه بروم و آمپول بزنم. پس از تزریق به مسجد رفتم و چون هنوز وقت اذان نشده بود وارد دستشویی شدم تا جای آمپول را آب بکشم. در حال خارج شدن از دستشویی، ناگهان به یاد شیخ هادی افتادم. چشمانم سیاهی می‌رفت، همه چیز دور سرم شروع به چرخیدن کرد انگار دنیا را روی سرم خراب کردند. نکند آن بیچاره هم می‌خواسته جای آمپول را آب بکشد؟!! نکند ؟!! نکند؟!! دیگر نفهمیدم چه شد. به خانه برگشتم تا صبح خوابم نبرد و به شیخ هادی فکر می‌کردم که چگونه منِ نادان و دوستان و متدینین نادان‌تر از خودم، ندانسته و با قصد قربت آبرویش را بردیم؛ خانواده‌اش را نابود کردیم؛ و ... .
از فردا، سراسیمه پرس و جو را شروع کردم تا شیخ هادی را پیدا کنم. پیش حاج ابراهیم رفتم به او گفتم برای کار مهمی دنبال شیخ هادی می‌گردم او گفت: شیخ دوستی در بازار حضرت عبدالعظیم× داشت و گاه گاهی به دیدنش می‌رفت، اسمش هم حاج احمد بود و به عطاری مشغول بود. پس از خداحافظی یک‌راست به بازار شاه عبدالعظیم× رفتم و سراغ عطاری حاج احمد را گرفتم. خوشبختانه توانستم از کسبه آدرسش را پیدا کنم. بعد چند دقیقه جستجو پیرمردی با صفا را یافتم که پشت پیشخوان نشسته و قرآن می‌خواند. سلام کردم جواب سلام را با مهربانی داد. گفتم: ببخشید من دنبال شیخ هادی می‌گردم؛ ظاهراً از دوستان شماست، شما او را می‌شناسید؟ پیرمرد سری تکان داد و گفت: دو سال پیش شیخ هادی در حالی‌که بسیار ناراحت و دلگیر بود و خیلی هم شکسته شده بود، پیش من آمد، من تا آن زمان شیخ را در این حال ندیده بودم. بسیار تعجب کردم و علتش را پرسیدم، او در جواب گفت: من برای آب کشیدن جای آمپول به دستشویی رفته بودم که متدینین بدون اینکه از خودم بپرسند به من تهمت زدند که وضو نگرفته نماز خوانده‌ام؛ خلاصه حاج احمد آبرویم را بردند، خانواده‌ام را نابود کردند و آبرویی برایم در این شهر نگذاشتند و دیگر نمی‌توانم در این شهر بمانم، فقط شما شاهد باش که با من چه کردند. بعد از این جملات گفت: قصد دارد این شهر را ترک گفته و به عراق سفر کند که در جوار حرم امیرالمومنین× مجاور گردد تا بقیه عمرش را سپری کند. من هم هرکاری کردم که مانعش شوم نشد. او گفت دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم. او رفت و از آن روز به بعد دیگر خبری از او ندارم.
ناگهان بغضم سرباز کرد و اشک‌هایم جاری شد، که خدای من این چه غلطی بود که من مرتکب شدم. ‌ای کاش آن موقع کور می‌شدم و این جنایت را نمی‌کردم. ‌ای کاش حاج علی آن موقع به‌جای گوش دادن به حرفم توی گوشم می‌زد. ‌ای کاش‌ای کاش... . و این ‌ای کاش‌ها که بیچاره‌ام می‌کرد. الان حدود 20 سال است که از این ماجرا می‌گذرد و هر کس به نجف مشرف می‌شود من سراغ شیخ هادی را از او می‌گیرم ولی افسوس که هیچ خبری از شیخ هادی مظلوم نیست.

__________________________________________

مواظب باشیم آبروی مردم در جوب پیدا نشده است!!!
 ومولایم جعفر بن محمد صادق آل رسول ارواحناله لک الفدا فرمودند:
مردم آبروی خود را به سختی به دست آورده اند ! نکند تو کاری نمایی تا آبروی آنها را مورد هجوم قرار دهی!!!

التماس دعای عهد وفرج مولایمان ان شاالله
۱۹ اسفند ۹۲ ، ۱۱:۳۳ کــربــ بلایی محـــــبــــــــ
سلامــ خدا قوتـــ
توی این شهر شلوغ زیر نگاه شهدا چقدر مثل اونا عمل می کنیم
توی این شهر شلوغ روی خون شهدا راه میریم اما چقدر مثل اونا راه میریم
توی این شهر شلوغ روزها میرن و میان اما چقدر از روزهای ما مثل اوناس
توی این شهر شلوغ عکس شهدا رو در و دیوار می درخشه اما چقدر هم مسیر آنهاییم...
نمی دونم ولی توی این شهر شلوغ از بزرگ تا کوچیک همه مدیون اینا هستن ولی چرا با دیدن عکس شهیدا هنوز داریم عکس شهدا عمل می کنیم؟؟
+
اگهـ روزیم نشد اربعین کربــ بلا
اگهــ روزیم نشد مشهدالرضا
حالا اگهــ خدا بخواد فردا دارم میرمــ کربـــ بلای ایران
"بهــ روزمــ "
++
اگر قابل باشم دعاگویتان هستم
+++
دعاکنید دست خالی برنگردمــ
++++
یازهراکربــ بلا ان شاء الله
۱۹ اسفند ۹۲ ، ۱۳:۱۹ محمدمهدی باقری
سلام آجی
قالبت محشر شده
احسنتم
۱۹ اسفند ۹۲ ، ۱۹:۱۳ فرمانده عملیات
سلام همسنگر
حدیث روز/ سفارش امام رضا(ع) به دعبل درباره سپاس از خدا
امام رضا علیه‌السلام در سفارشی به دعبل بن علی، حمد و سپاسگزاری از خداوند متعال را لازمه رعایت ادب نزد خداوند عنوان فرموده‌اند.
 دعبل بن على به خدمت امام رضا علیه‏‌السلام رسید و امام امر فرمودند انعامى به او بدهند، دعبل آن را گرفت، اما خدا را سپاس نگفت.
امام به دعبل فرمودند: چرا خداوند را سپاس نگفتى؟!
دعبل می‌گوید: پس از مدّتى بار دیگر خدمت امام رضا علیه‌‏السلام رسیدم و ایشان فرمودند انعامى به من بدهند. من گفتم: خدا را سپاسگزارم.
امام به من فرمودند : ادب را به‏ جا آوردى.
متن حدیث:
عَنْ دِعْبِلِ بنِ علىّ : اَنَّهُ دَخَلَ عَلى اَبِى الحَسَنِ الرِّضا علیه ‏السلام وَ اَمَرَ لَهُ بِشَىْ‏ءٍ ، فَاَخَذَهُ وَ لَمْ یَحْمَدِ اللّه‏َ . قالَ : فَقالَ لَهُ : لِمَ لَمْ تَحْمَدِ اللّه‏َ؟! قالَ : ثُمَّ دَخَلْتُ بَعْدُ عَلى اَبى جَعفَرٍ علیه ‏السلام وَ اَمَرَ لى بِشَىْ‏ءٍ ، فَقُلْتُ : اَلْحَمدُ لِلّهِ . فَقالَ لى : تَاَدَّبْتَ؛
«اصول کافی ج1 ،ص496»
شهید آوینی ره:
عاشقان عاشق بلایند . در حیات در احتجاب صدف عشق است و آن را جز در اقیانوس بلا نمی توان یافت، در ژرفای اقیانوس بلا عاشقان غواصان این بحرند و اگر مجنون نباشد چگونه به دریا زنند؟
۲۰ اسفند ۹۲ ، ۰۸:۵۹ خادم الحسین
سلام.
با مطلب تبریک یا تسلیت به روزیم.
منتظر نظرات وحرف دل شما
سوالی طرح شده که انتظار می رود با دل جواب دهید...
منتظریم...
التماس دعا
یا علی مدد
خوش به سعادتتون

اللهم ارزقنا
۲۴ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۴۸ امیـــــد امیـــــد
ای پهلو شکسته ؛ دست ِ مرا بگیر ... 

لبیک یا زهرا (س)
♥•٠·

ایام تسلیت باد ....

به روزیم!!

می گویند
              
               برای شناخت دختر،

                مادرش را باید دید.

من دختر فاطمه (سلام الله علیها) ام

               از مادرم آموخته ام

               نامحرم بودن ،

               به چشم بینا نیست .

               مادرم را اگر شناختی

تمام دختران پاک سرزمینم را خواهی شناخت.[گل][گل][گل][گل]

خودت گفتی وعده در بهار است

بهار آمد دلم در انتظار است

بهار هر کسی عید است و نوروز

بهار عاشقان دیدار یار است

اللهم عجل لولیک الفرج

با چه اسمی لینکتون کنم 

شما هم اگه دوست داشتین با اسم گل نرگس لینکم کنید

ارسال ديدگاه

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">